رفتن يوشع هر چه كوشيدند كه جاى چشمه را پيدا كنند نتوانستند اين دير نيز به بركت همين چشمه ساخته شده وقتى تو سنگ را از جاى كندى فهميدم وصى رسول خدا احمد صلى الله عليه و آله هستى كه من در جستجوى اويم من مايلم در ركاب تو به پيكار پردازم .
سهل گفت يك اسب به او داد با سلاح جنگى به همراه سپاه شد و از كسانى بود كه در جنگ نهروان شهيد شد . سهل گفت ياران على عليه السلام از جريان راهب بسيار خوشحال شدند چند نفر عقب ماندند پس از رفتن على عليه السلام ولى هر چه از چشمه جستجو كردند پيدا نكردند بعد به لشكر پيوستند .
صعصعة بن صوحان گفت من آن راهب را مشاهده كردم موقعى كه على عليه السلام سنگ را از جاى كند و مردم سيراب شدند و گفتار او را در باره على شنيدم آن روز جريان خالد را با آن راهب برايم سهل بن حنيف نقل كرد .
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 66
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٦