تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥

بخش بيست و دوم مناظرات حضرت جواد و احتجاج‌هاى آن جناب

در تفسير قمى صفحه 169 - 172 نقل مىكند : وقتى مأمون تصميم گرفت دختر خود ام الفضل را به ازدواج حضرت جواد درآورد خويشاوندان نزديك او پيش مأمون آمدند و اظهار داشتند تو را به خدا سوگند مىدهيم كه اين خلافت را كه خداوند به ما داده از خاندان ما خارج نكنى و عزت خدادادى را از ما نگيرى . تو خود اختلاف بين ما و اولاد على بن ابى طالب را بهتر مىدانى . مأمون به آنها گفت ساكت باشيد ، حرف هيچ كدام از شما را در باره او نمىپذيرم . گفتند مىخواهى دختر خود را به پسر بچه‌اى بدهى كه هنوز معلومات دينى ندارد و بين واجب و مستحب فرق نمىگذارد و خوب و بد را تميز نمىدهد ، در آن موقع امام جواد عليه السلام ده سال يا يازده سال داشت اگر صبر كنى اقلا ادب بياموزد و قرآن فرا گيرد و فرق بين واجب و مستحب بگذارد بهتر است . مأمون به آنها گفت به خدا قسم او از شما فقيه‌تر است و بهتر از شما خدا و پيامبر را مىشناسد و فرق بين واجب و مستحب مىگذارد و كتاب خدا را از شما بهتر مىخواند و داناتر به محكم و متشابه و خاص و عام و ناسخ و منسوخ و تنزيل و تأويل آن است ، او را آزمايش كنيد اگر حرف شما صحيح بود نظرتان را مىپذيرم ، اگر حرف من درست بود خواهيد فهميد كه او از شما بهتر است .