بداء بياورد تا بوسيله آن بر صاحبنظران استدلال نمائيم . مأمون گفت نظر شما در مورد بحث اين دو نفر چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : من منكر بداء نيستم با اينكه خداوند در قرآن مىفرمايد :
أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً
انسان نمىبيند ما او را آفريديم با اينكه چيزى نبود و آيه
وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ
اوست كه جهانيان را آفريده سپس باز مىگرداند و در اين آيه مىفرمايد :
يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ
مىافزايد در آفرينش هر چه را بخواهد و آيه ديگر
وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ
انسان را از گل سرشت و مىفرمايد :
وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ
گروهى انتظار فرمان خدا را دارند كه يا آنها را عذاب كند و يا از ايشان درگذرد و در اين آيه مىفرمايد :
وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ
هيچ كس عمر طولانى نمىكند و هيچ كس از عمر او كاسته نمىشود مگر اينكه در كتابى ثبت است .
سليمان گفت آيا در مورد بداء از آباء گرام چيزى روايت شده ؟ فرمود : آرى ، پدرم از حضرت صادق عليه السلام نقل كرد كه فرمود : خدا را دو علم است :
1 - علمى پنهان و مخفى كسى جز خود او از آن علم اطلاع ندارد كه بداء جزء همين علم است .
2 - علمى كه به ملائكه و پيامبران آن را آموخته . علماى اهل بيت ( امامان ) از اين علم اطلاع دارند .
سليمان گفت مايلم از قرآن مطالبى در مورد بداء استخراج فرمائيد . فرمود : اين آيه كه خداوند خطاب به پيامبرش مىكند :
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ
از آنها فاصله بگير تو سرزنش نخواهى شد . خداوند تصميم داشت آنها را هلاك كند ولى از اين تصميم صرف نظر كرد . بعد فرمود :
وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ
آنها را متوجه ساز . تذكر براى مؤمنين سودمند است .
سليمان تقاضا كرد بيش از اين بفرمائيد . فرمود : پدرم از آباء گرام خود نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمود : خداوند به يكى از پيامبران وحى كرد كه به فلان پادشاه بگو من