تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
خواهيد رفت ؟ ! بدانيد ما با اين شخص ( اشاره به معاويه كرد ) بيعت كرديم
وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
شايد آزمايشى براى شما باشد و استفاده كردن براى مدت معينى از دنيا . مردم كسى را نمىتوان سرزنش كرد به واگذاردن حق خويش و اما سرزنش براى كسى است كه حق ديگرى را بستاند . هر راست و درستى سودمند است و هر خطا و نادرستى زيان‌آور مثلا مسأله قضاوت سليمان كه حكم را خداوند به سليمان آموخت و از آن سود برد اما براى داود زيانى نداشت ( منظور شايد اين باشد كه انبياء و اوصياء مأمور به دستور خدايند و بر آنها عيب و ايرادى نمىتوان گرفت كه چرا داود ندانست ) . قرابت و خويشاوندى با پيامبر صلى الله عليه و آله براى مشرك سودمند است . به خدا قسم براى مؤمن سودمندتر است . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به عموى خود ابو طالب هنگام مرگ فرمود بگو لا إله الا الله از تو شفاعت مىكنم روز قيامت . هرگز پيامبر به او چنين حرفى نمىزد و چنين وعده‌اى نمىداد مگر اينكه يقين داشت كه او اين مقام را دارد ( شايد براى الزام مردم بود كه مدعى بودند ابو طالب مشرك است تا آشكارا ايمان او را ببينند ) « 1 » چنين مقامى هيچ كس را نيست جز جد
هامش
( 1 ) داخل پرانتز از بيان خود مجلسى است در آخر روايت شايد مسأله توبه را امام به ميان مىكشد به صورتى كه خود آنها قبول داشته‌اند و گر نه شيعه اعتقاد به ايمان قبلى او دارد طبق دلائل زياد از رفتارش با پيامبر صلى الله عليه و آله و استغفارى كه حاكى از ايمان او به خدا و پيامبر در روز قيامت است و رواياتى كه از ائمه عليهم السلام رسيده در مورد ايمان ابو طالب زيديها و گروهى از اهل سنت نيز در مورد ابو طالب همين اعتقاد را دارند و كتابها در اين باره نوشته‌اند از آن جمله سيوطى كتاب بغيه الطالب في ايمان ابى طالب و سيد احمد زينى دحلان اسنى المطالب في نجاة ابى طالب و از شيعه در اين مورد از قديم و جديد بيش از چهل كتاب نوشته شده است .