تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
مىپذيرفتند . اين نظر ابن عباس و جبائى است . 2 - ضحاك گفته منظور مشركان عرب است كه وقتى از آنها مىپرسيدند چه كسى آسمانها و زمين را آفريده و باران نازل مىكند پاسخ مىدادند خدا باز طريق شرك را مىسپردند زيرا در تلبيه خود چنين مىگفتند : لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك تملكه و ما ملك يعنى آرى خدا شريكى ندارى مگر آن شريكى كه هستى او و هر چه دارد مال تو است . 3 - منظور اهل كتاب هستند كه ايمان به خدا و روز قيامت و تورات و انجيل دارند ولى با انكار قرآن و نبوت پيامبر خاتم مشرك مىشوند . از حسن نقل شده . اين نظر و نظريه قبل از آن را دارم بن قبيصه از حضرت رضا ( ع ) و آن جناب از جد خود حضرت صادق نقل كرده‌اند . 4 - مراد منافقين هستند كه اظهار ايمان مىكنند ولى در پنهانى مشركند ، بلخى گفته : 5 - منظور فرقه مشبهه هستند كه ايمان اجمالى دارند ولى در توضيح و تفصيل مشرك هستند از ابن عباس نقل شده . 6 - منظور از شريك قرار دادن براى خدا شريك در اطاعت است نه شريك در عبادت اطاعت از شيطان كردند در معصيتهائى كه انجام مىدهند كه موجب آتش جهنم مىشود ، پس مشرك شده‌اند در اطاعت با اينكه مشرك در عبادت نيستند . اين نظر از حضرت باقر عليه السلام نقل شده . از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه اين سخن شخصى است كه مىگويد : اگر فلان كس نبود من از بين رفته بودم يا اگر فلانى نبود خانواده من نابود شده بودند . سخنى شرك آميز است و براى خدا شريك در ملك و رزق و دفاع از ناراحتيها قرار داده ، عرض كردند اگر بگويد اگر خداوند بر من منت ننهاده بود بواسطه فلان كس هلاك شده بودم چطور است ، فرمود اشكالى ندارد . و در روايت محمد بن مسلم و حمران از امام صادق و باقر عليهما السلام نقل شده كه اين شريك نعمت قرار دادن است محمد بن فضيل از حضرت رضا ( ع ) نقل كرده كه فرموده است : انه شرك لا يبلغ به الكفر . اين يك نوع شرك است كه به حد كفر نمىرسد .
أَ فَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غاشِيَةٌ مِنْ عَذابِ اللَّهِ
يعنى مطمئن و آسوده هستند از اينكه