عبد مناف شدهايم ؟ خداوند اين آيه را به همين جهت نازل نمود .
سدى مىگويد اخنس بن شريق با ابو جهل برخورد كرد به او گفت يا ابا الحكم از وضع محمد صلى الله عليه و آله برايم پرده بگشا آيا او در ادعاى نبوت خود صادق است يا كاذب اكنون كسى جز من و تو نيست كه سخنان تو را بشنود ابو جهل گفت نه هرگز خدا را گواه مىگيرم كه او صادق است و هرگز دروغ نگفته ولى وقتى فرزندان قصى پرچم و پردهدارى و سقايت حاج و رهبرى دار الندوه و پيامبرى را به خود اختصاص دهند ديگر براى ساير قريش چه خواهد ماند ؟ دوم : اينكه نمىتوانند با دليل تو را تكذيب نمايند و قدرت ابطال دلائل تو را ندارند دليل بر اين معنى روايتى است كه از حضرت على ( ع ) نقل شده كه به همين صورت قرائت مىكرد و مىفرمود يعنى آنها نمىتوانند دليلى بياورند كه بر دلائل تو تفوق يابد .
سوم : منظور اينست كه با تو برخورد نخواهد كرد با ادعاى دروغ چنانچه عربها مىگويند قاتلناكم فما اجبناكم يعنى با شما نبرد كرديم ولى برخورد به ترسيدن شما نكرديم در اين صورت لازم نيست حتما با تخفيف خوانده شود زيرا باب افعال و تفعيل هر دو به اين معنى مىآيد و باب افعال بيشتر در اين مورد است .
چهارم : منظور اينست كه به تو نسبت دروغ نمىدهند در ادعاى نبوت زيرا تو امين و راستگو بين آنها بودى مطالب تو را چنين تكذيب مىنمايند و نسبت دروغ به آيات خدا مىدهند . و روايت شده كه ابو جهل به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله گفت ما تو را متهم نمىكنيم و هرگز نسبت دروغ به تو نمىدهيم ولى ما آنچه را آوردهاى قبول نداريم و تكذيب مىنمائيم .
پنجم : يعنى تو را تكذيب نمىكنند مرا تكذيب مىكنند زيرا تكذيب تو برگشت به من دارد و تو تنها تكذيب نمىشوى زيرا تو پيكى و رسول هر كه تو را نپذيرد مرا نپذيرفته .
در باره آيه
فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ
مىنويسد يعنى اگر مىتوانى جايگاهى درون زمين و يا نردبانى براى بالا رفتن به آسمان ترتيب دهى و دلائلى بياورى كه آنها مجبور به ايمان شوند اين كار را بكن . بعضى گفتهاند يعنى دليلى بهتر از آنچه ما دادهايم براى آنها بياورى اين كار را بكن .