تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
خدا را چنانچه شايسته است عبادت كنيم خداوند به لفظ خبر سخن آنها را نقل مىكند و معنى آن حكايت از آنها است . و در خبر از ابى الجارود از حضرت ابى جعفر در باره آيه
قُلْ إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ
يعنى خود و خانواده خويش را دچار زيان كرده‌اند . 127 - تفسير قمى - آيه
ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّهِ
آيات خدا ائمه عليهم السلام هستند آيه
وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ
آنها اصحاب انبياء هستند كه تشكل يافته‌اند
وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ
يعنى تا او را بكشند
وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ
يعنى دشمنى ورزيدند
لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ
يعنى تا حق او را از ميان برند . 128 - تفسير قمى -
فُصِّلَتْ آياتُهُ
يعنى حلال و حرام و احكام و سنن آنها توضيح داده شده
بَشِيراً وَ نَذِيراً
بشارت به مؤمنين مىدهد و ستمكاران را مىترساند
فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ
يعنى بيشتر آنها از قرآن اعراض كردند آيه
فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ
يعنى دعوت مىكنى به چيزى كه ما آنها را نمىفهميم و درك نمىكنيم
فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ
يعنى اجابت كنيد او را آيه
وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ
آنها كسانى هستند كه اقرار به اسلام دارند و شرك در اعمال ابان بن تغلب گفت حضرت صادق عليه السلام فرمود يا ابان تو خيال مىكنى خداوند از مشركان زكات بخواهد با اينكه آنها مشرك به خدا هستند در اين آيه كه مىفرمايد
وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ
عرض كرد چگونه است فدايت شوم برايم تفسير بفرمائيد . فرمود واى بر مشركين كسانى كه مشرك به امام اول شدند و به ائمه ديگر كافرند . ابان ، خداوند مردم را دعوت به ايمان خود مىكند وقتى ايمان آوردند به خدا و پيامبر ، احكام و فرائض را بر او واجب مىنمايد آيه
إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ
يعنى نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و پيامبران
وَ مِنْ خَلْفِهِمْ
يعنى تو
وَ الْغَوْا فِيهِ
يعنى آن را مسخره و بيهوده جلوه بدهند . و در روايت ابى الجارود است از حضرت ابى جعفر در آيه
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ
ذكر يعنى قرآن
لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ
يعنى از جانب تورات و انجيل و زبور چيزى كه موجب ابطال آن شود نيست
وَ لا مِنْ خَلْفِهِ
يعنى كتابى بعد از او نخواهد آمد