تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
خدا است گروهى از آنها گفتند سومين خدا است و بعضى گفتند خود او خدا است اما احبار و رهبان آنها اطاعت ايشان را نموده و فرمانشان را پذيرفتند و پيرو دستورات آنها شدند و آنچه ايشان مىگفتند بعنوان دين مىپذيرفتند با اين پيروى آنها را ارباب خويش گرفتند و دستور خدا را در كتابها و پيامبرانش را پشت سر گذاشتند هر چه احبار و رهبان مىگفتند قبول مىكردند و عصيان خدا را از پيش مىگرفتند اين جريان در قرآن ما ذكر شده تا پند بگيريم از آنها ، خداوند بنى اسرائيل را بر اين كار سرزنش مىكند با اين آيه
وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
. 85 - تفسير قمى -
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ
سبب نزول آيه اين بود كه مردى از قبيله كنانه در موسم حج مىايستاد و مىگفت خون آنها را كه محرم نيستند حلال كردم كه عبارتند از قبيله طى و خثعم در ماه محرم و فراموش مىكنم و به جاى آن صفر را قرار مىدهم سال بعد مىگويد من ماه صفر را حلال كردم و فراموش كردم آن را و بجاى آن ماه محرم را حرام كردم خداوند اين آيه را نازل نمود
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ
تا اين قسمت آيه
زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ
. 86 - تفسير عياشى - يزيد بن عبد الملك از حضرت صادق ( ع ) نقل كرد كه فرمود براى خدا خشم نگرفته چيزى مانند درخت طلح و سدر . طلح به اندازه ترنج بود و سدر مانند خربزه وقتى يهودان گفتند «
يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
» ميوه آنها كوچك شد و داراى دانه شدند دانه‌اى سخت وقتى نصرانيان گفتند «
الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ
» اين دو درخت كم برگ شدند و خاردار و ميوه آنها كوچك شد ، سدر به اين كوچكى شد و ميوه طلح از بين رفت ديگر ميوه نخواهد داد تا قيام حضرت مهدى صلوات الله عليه و فرمود هر كس درخت طلح و سدر را آب دهد مثل اينست كه مؤمنى را از تشنگى سيراب نموده . توضيح : طلح درخت موز است گفته‌اند ام غيلان است گفته‌اند هر درخت بزرگ پر خار را طلح مىنامند اما خبر معنى اول كه درخت موز باشد نفى مىكند ( زيرا موز اكنون هم ميوه مىدهد ) و ممكن است غضب آن دو مجازا باشد ظهور غضب در آنها باشد و همين كافى است در شرف اين دو درخت . 87 - تفسير عياشى - از ابى بصير از حضرت صادق در باره آيه
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ