3 - ممكن است اشاره به اين مطلب باشد كه از سخنان كوتاه آن سرور احكام زيادى استفاده مىشده كه اين وجه از همه نزديكتر بواقعيت است .
4 - ممكن است مراد از يك مجلس يك مجلس نوعى باشد يا در يك مكان بوده مانند منى گر چه در فاصله چند روز انجام شده باشد .
5 - ممكن است اين سخن مبتنى بر كشش زمانى باشد كه صوفيها معتقدند ولى چنين عقيدهاى خرافى است .
6 - ممكن است اعجاز كردن آن جناب اثر در سرعت سؤال هم داشته يا جواب را مطابق آنچه در دل داشتهاند ميداد قبل از پرسيدن .
7 - شايد منظور از سؤال ، دادن نامه و نوشتههائى بوده كه امام آنها را بوسيله اعجاز جوابداده .
رجال كشى - ص 469 - محمودى گفت : پدرم وارد مجلس ابن ابى داود شد شاگردانش اطراف او را گرفته بودند به آنها گفت : شما چه مىگوئيد در باره سخنى كه خليفه ديشب گفت و پرسيدند : خليفه چه گفته ؟ گفت : خليفه ديشب ميگفت :
تو خيال ميكنى شيعه چه خواهند كرد اگر ما حضرت جواد را مست شراب كرده در حالى كه از مستى خود را نمىتواند نگه دارد و خود را بعطر آلوده .
شاگردان گفتند : در اين صورت استدلال شيعيان بر امامت ايشان باطل مىشود و ادعاى خود را پس خواهند گرفت من به آنها گفتم : شيعه با من زياد رفت و آمد دارند و اسرار خويش را به من مىسپارند اين حرف كه شما ميزنيد موجب شكست آنها نمىشود .
ابن ابى داود گفت : بچه دليل ؟ گفتم : چون آنها مدعى هستند كه در هر زمان و در هر حال بايد خداوند در روى زمين حجتى داشته باشد كه واسطه باشد بين آنها و خدا و ديگر مردم را بهانهاى نماند در صورتى كه حجت خدا حضرت جواد باشد ، مقام و منزلت و شرافت و نسبى كه دارد بهترين دليل بر اثبات حجت بودن او همين مىشود كه خليفه او را از ميان خويشاوندانش فقط ميازارد و تصميم به از
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 83
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٣