ياد كرد كه اجازه ندادن من بواسطه آن بود كه شايد او از شرابخوارى توبه كند فرمود راست ميگوئى ولى چارهاى نيست بايد آنها را گرامى بداريد و احترام كنيد در هر حال مبادا ايشان را تحقير كنيد و اهانت نمائيد چون انتساب بما خانواده دارند كه در اين صورت زيانكار خواهيد بود .
وقتى احمد بقم برگشت بزرگان بديدن او آمدند حسين نيز از كسانى بود كه بديدن احمد شتافت اما همين كه احمد او را ديد از جاى جست و باستقبالش شتافت و اكرامش نمود و در صدر مجلس او را نشانيد حسين ديدن اين همه احترام برايش بىسابقه بود و بعيد شمرد پرسيد چه شده كه اين قدر به من احترام ميكنى احمد جريان خود را با امام عسكرى عليه السّلام توضيح داد .
همين كه حسين شنيد از كار زشت خود پشيمان شد و توبه كرد به خانه برگشت تمام شرابهائى كه داشت به زمين ريخت و اسباب و وسائل شراب را شكست و از پرهيزكاران و صالحين و اشخاص با ورع گرديد پيوسته ملازم مسجد بود و اعتكاف مىكرد و شب زندهدار بود تا مرگ گريبانش را گرفت و نزديك قبر حضرت معصومه دفن شد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٣