بخش سوم معجزات و كردار شگفت انگيز امام عليه السّلام
قرب الاسناد : ص 198 - ابان بن صلت گفت من دربان حضرت رضا عليه السّلام در خراسان بودم به معمر گفتم اگر صلاح بدانى بآقا علي بن موسى رضا پيشنهاد كنى از لباسهائى كه پوشيده جامهاى به من ببخشد و مقدارى از درهمهائى كه بنام ايشان سكه زدهاند به من لطف فرمايد .
معمر به من گفت : خدمت حضرت رضا عليه السّلام رسيدم بدون فاصله قبل از اينكه چيزى بگويم آن جناب فرمود معمر ريان ميل ندارد كه از لباسهاى خود به او بدهم و از درهمهائى كه بنام ما سكه زده شد ؟ عرضكردم سبحان اللَّه هم اكنون از من همين تقاضا را ميكرد درب خانه . امام عليه السّلام خنديده فرمود مؤمن را خدا توفيق ميدهد و وسيله بر آوردن حاجتش را فراهم مينمايد بگو بيايد مرا وارد كرد سلام كردم جواب داد و جامه براى من خواست و به من ارزانى داشت همين كه از جاى حركت كردم سى درهم در دست من گذاشت .
عيون اخبار الرضا : ج 2 ص 224 عبد اللَّه بن محمّد هاشمى گفت روزى پيش مأمون رفتم مرا نشاند هر كس آنجا بود خارج كرد . غذا خواست با هم خورديم بعد عطر خواست و عطر به كار برديم دستور داد پرده بزنند آنگاه رو كرد بجانب كسانى كه پشت پرده بودند گفت شما را به خدا قسم بر آن كسى كه در طوس دفن شده مرثيه بخوانند كثيرى شروع كرد به خواندن اين اشعار :
سقيا لطوس و من اضحى بها قطنا * من عترة المصطفى ابقى لنا حزنا
« 1 »
هامش
( 1 ) شعر دوم آن اينستاعنى ابو الحسن المأمول ان له * حقا على كل من اضحى بها شجنا