تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِم مُقْتَدُون
» بيچاره‌ها ! ! دين را بايد از پيامبران آموخت نه از آباء و اجداد ، شما شعور نداريد ! اما سرزنشى كه مرا كرده بوديد كه رفتار و سياست مجوسى را در ميان شما اجرا ميكنم شما كه ننگى نداريد گر چه خوكها و ميمونها رهبر شما باشند شما امير المؤمنين ميخواهيد . بجان خود قسم مجوسى بودند مسلمان شدند مثل پدران و مادرانمان در قديم كه كافر بودند و ايمان آوردند ولى شما مسلمان بوديد مرتد شديد . مجوسى كه مسلمان شود بهتر است از مسلمان مرتد زيرا آنها از كار بد باز ميدارند و به كار خوب وادار ميكنند نيكوكارند و از بدى پرهيز مينمايند و از سربلندى اسلام و مسلمانان خوشحالند كه بالاخره با همين وضع جهان را بدرود گفتند . اما تمام شما مردمانى هستيد كه خود را مسخره كرده‌ايد و انديشه و تدبيرى نداريد يا آوازه خوان و يا نوازنده و يا نى زنيد . به خدا اگر بنى اميه كه ديروز آنها را كشتيد زنده شوند به آنها ميگويند ننگ نداشته باشيد از كارهاى زشت خود چون افعال و رفتار آنها را شما بجان پذيرفته و كردار ايشان را اخلاق خويش قرار داده‌ايد . هر كدام از شما گرفتار شد شروع بناله و زارى مىكند و اگر وضعش خوب شد ديگران را از نعمت خود بىبهره ميگذارد از كار خود ننگ نداريد و برگشت نميكنيد مگر از ترس چگونه ننگ خواهد داشت كسى صبح تا شب بگناه آلوده است و سر از خواب كه برميدارد به كار خود افتخار مىكند گوئى كار خوبى كرده تمام همش شكم‌خوارگى و شهوترانى است باكى از شهوت‌رانى ندارد گر چه وسيله شهوت‌رانى او با كشتن هزار پيامبر مرسل ملك يا مقرب فراهم آيد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 209 | العلامة المجلسي / موسى خسروى