خواب او را ديدند و گفتند خدا با تو چه كرد گفت مرا بخشيد بواسطه تلفظ به
لا إله الا اللَّه
و تصديق پيامبرى محمّد مصطفى با اخلاص و بواسطه اينكه آن حديث را از جهت احترام و عظمت با طلا نوشتم .
بخش سيزدهم ولايت عهد و علت قبول كردن آن جناب با اينكه راضى نبود
در كشف الغمه مينويسد : اول ماه رمضان سال دويست و يك بيعت با حضرت رضا عليه السّلام در مورد ولايت عهد گرديد .
عيون اخبار الرضا : قاسم بن ايوب علوى گفت : مأمون وقتى تصميم گرفت حضرت رضا را وليعهد خود كند بنى هاشم را جمع نموده گفت من تصميم دارم حضرت رضا را بولايتعهدى خود برگزينم بنى هاشم بر او رشك برده گفتند :
ميخواهى شخصى كه اطلاعى ندارد و وارد بسياست اداره مملكت نيست به اين مقام برسانى از پى او بفرست بيايد تا نادانى او كشف شود و سخن ما ثابت گردد .
از پى حضرت رضا عليه السّلام فرستاده آمد . بنى هاشم تقاضا كردند كه بمنبر برود و راه و روش پرستش خدا را بيان فرمايد .
امام عليه السّلام بر منبر رفت مدتى روى منبر ساكت سر به زير انداخته بود يك مرتبه سر برداشت و راست نشست خدا را ستايش نمود و درود بر پيامبر و آلش فرستاد آنگاه فرمود : اول پرستش خدا شناختن اوست . تا آخر فرمايش آن جناب كه در كتاب توحيد ذكر كردهام .
عيون اخبار الرضا : ابو الصلت هروى گفت : مأمون به حضرت رضا عليه السّلام گفت : يا ابن رسول اللَّه مقام علم و دانش و زهد و پارسائى و عبادت شما را ميدانم شما از من بخلافت شايستهتر هستيد . امام عليه السّلام در جواب او فرمود : به پرستش