تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
عيون اخبار الرضا : ابو نصر احمد بن حسين بن احمد بن عبيد ضبى از پدر خود نقل كرد كه گفت از مادر بزرگم شنيدم كه از پدر خود نقل ميكرد كه گفت وقتى حضرت رضا عليه السّلام وارد نيشابور شد در زمان مأمون من كمر به خدمت آن آقا بستم تا وقتى در نيشابور تشريف داشت كارهايش را انجام ميدادم موقعى كه خواست به طرف مرو برود من تا سرخس آن جناب را مشايعت كردم . از سرخس كه خارج شد تصميم داشتم تا مرو ايشان را مشايعت : كنم يك منزل كه رفت سر از محمل بيرون آورده فرمود بنده خدا برو بسلامت ، تو وظيفه خود را انجام دادى مشايعت حد و اندازه‌اى ندارد . عرضكردم ترا به حق محمّد مصطفى و علي مرتضى و فاطمه زهرا كه حديثى برايم نقل كن باعث شفاى دلم شود آنگاه برگردم . فرمود از من حديث ميپرسى با اينكه از جواز پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مرا خارج كرده‌اند و نميدانم بالاخره چه خواهند كرد . باز عرضكردم شما را به حق محمّد مصطفى و علي مرتضى و فاطمه زهرا عليهم السّلام برايم حديثى نقل فرمائيد تا موجب شفاى دلم گردد آنگاه مراجعت كنم . فرمود پدرم از جد خود نقل كرد كه از پدرش شنيده آن جناب نقل كرد كه از پدرش شنيد ميگفت علي بن ابى طالب عليه السّلام ميفرمود از پيامبر اكرم شنيده كه فرموده است خداوند فرموده : لا إله الا اللَّه اسم من است هر كه اين كلمه را با اخلاص بگويد وارد حصن و دژ محكم من مىشود و هر كه وارد حصن من گرديد از عذابم ايمن است . صدوق رحمة اللَّه عليه ميگويد : اخلاص در باره گفتن اين جمله اينست كه تلفظ به اين كلام او را باز دارد از چيزى كه بر او حرام است . كشف الغمه : ج 3 ص 144 - صاحب تاريخ نيشابور در كتاب خود مينويسد وقتى حضرت رضا وارد نيشابور شد در همان سفرى كه بدرجه شهادت نائل گرديد سوار بر قاطرى خاكسترى رنگ بود كه بر روى آن مهدى آراسته به نقره خالص