تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام جعفر صادق ع ) ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
اكنون عمو جان و پسر عموها و برادرانم شكيبا باشيد و راضى به قضاى خدا و تسليم در مقابل فرمان او كارها را به خدا بسپاريد و بر پيش آمد صبر كنيد و چنگ بفرمان او بزنيد و سر باطاعتش فرود آوريد . خداوند صبر فراوان بشما عنايت كند و عاقبت ما و شما را ختم بسعادت و ثواب نمايد و از هر هلاكتى ما را نجات بخشد به نيرو و قدرت خودش او شنوا و نزديك بما است و درود بر روان پاك محمّد مصطفى برگزيده تمام جهانيان و خاندان بزرگوارش . در اينجا نامه تسليت آميز حضرت صادق بپايان ميرسد با خط محمّد بن على بن مهجناب بزاز در ماه صفر سال 448 اين نامه دلالت بر مقام و شخصيت عبد اللَّه بن حسن مينمايد چون او را با عبد صالح خطاب مىكند و براى او و پسر عموهايش تقاضاى سعادت مينمايد . اينها دليل است آنهائى را كه منصور سوار بر شتر نموده برد نزد حضرت صادق پسنديده سيرت و مظلوم بودند و آشنا بمقام امامت ايشان بوده‌اند . و آنچه در بعضى كتاب‌ها ديده مىشود كه اولاد امام حسن از قبيل عبد اللَّه بن حسن از حضرت صادق و امام باقر كناره ميگرفتند شايد اين جريان از جهت تقيه بوده تا قيامها و مخالفتهاى آنها را با حكومت وقت نسبت بائمهء طاهرين ندهند . از مطالبى كه دليل بر اين مطلب است روايتى است كه از خلاد بن عمير كندى نقل كرديم كه گفت خدمت حضرت صادق رسيدم آن جناب فرمود آيا شما خبرى از اولاد امام حسن داريد كه آنها را بردند . ما خبرى داشتيم ولى مايل نبوديم اين خبر را ما بگوئيم و گفتيم ان شاء اللَّه خدا آنها را نجات خواهد داد . فرمود كجا نجات خواهند يافت آن وقت چنان با صداى بلند شروع كرد بگريه كردن كه ما نيز گريه كرديم . بعد فرمود پدرم از فاطمه دختر حضرت حسين نقل كرد كه گفت از پدرم شنيدم ميفرمود گروهى از اولاد تو كشته ميشوند در كنار شط فرات كه گذشتگان