پيوسته آب وشير از آن سنگ جارى باشد وهر گرسنه از آن سير شود وهر تشنه سيراب گردد . « 1 »
ودر روايت ديگر آن است كه آب وطعام وعلف از سنگ بيرون آيد كه خود وچهارپايان ايشان بخورند . « 2 »
وعصاي حضرت موسى با آن حضرت باشد كه هر وقت كه بيندازد به شكل اژدهايى شود كه چون دهان بگشايد از كأم بالا تا كأم پايين أو چهل ذراع باشد وهرچه را فرمايد فروبرد . « 3 »
وپيراهنى كه جبرئيل براي حضرت إبراهيم از بهشت آورد - در وقتي كه أو را به آتش انداختند وچون آن را كه پوشيد آتش در أو تأثير نكرد وهمان پيراهن يوسف « 4 » بود كه حضرت يوسف در مصر كه آن را گشود حضرت يعقوب در شام بويش [ را ] شنيد وچون بر رويش انداختند ديدههايش روشن شد - وقتي كه حضرت صاحب الامر ظاهر شود آن را پوشيده باشد . « 5 »
وانگشتر سليمان را در دست داشته باشد وتابوت بني إسرائيل « 6 » را با
هامش
( 1 ) . كمال الدّين 2 / 670 ، وبصائر الدّرجات / 188 ، وبحار الأنوار 52 / 224 ، از امام باقر صلوات اللّه عليه .
( 2 ) . غيبت نعمانى / 238 ، وبحار الأنوار 52 / 351 ، از امام باقر صلوات اللّه عليه .
( 3 ) . كافى 1 / 232 ، وكمال الدّين 2 / 673 ، وبحار الأنوار 52 / 318 ، از امام باقر صلوات اللّه عليه .
( 4 ) . كلمه ( يوسف ) در نسخهء ( م ) و ( ع ) و ( آ ) نبود .
( 5 ) . كافى 1 / 232 ، وكمال الدّين 2 / 674 ، وبحار الأنوار 52 / 327 ، از حضرت امام صادق صلوات اللّه عليه .
( 6 ) . در تفسير قمى عليه الرّحمة دربارهء تابوت بني إسرائيل مىفرمايد كه : آن تابوت را خداوند از آسمان نازل فرمود ومادر حضرت موسى آن حضرت را در آن جعبه وتابوت قرار داده وأو را در دريا افكند وآن جعبه در قوم بني إسرائيل بود وآنها به آن جعبه تبرّك مىجستند ، پس هنگامى كه نزديك بود حضرت موسى عليه السّلام از دنيا برود ، ألواح تورات وزره خود وآنچه از نشانههاى نبوّت كه در نزدش بود در آن تابوت قرار داد وآن تابوت هميشه در بين بني إسرائيل بود ، تا آنكه آنها آن تابوت را سبك وخفيف شمردند وكودكان در راهها با آن بازى مىكردند ، پس هميشه بني إسرائيل در عزّت وشرافت بودند مادامى كه تابوت در نزد آنها بود ، امّا چون مرتكب معاصي شدند وآن تابوت را سبك وپست پنداشتند خداوند متعال آن تابوت را از بين آنها برد . . . ( تفسير قمى 1 / 81 وسفينة البحار 1 / 301 )