رضى اللّه عنهم روايت كردهاند از حضرت أبى عبد اللّه جعفر بن محمّد الصادق صلوات اللّه عليه كه آن حضرت فرمود كه گويا مىبينم حضرت قائم صلوات اللّه عليه را در نجف كوفه كه زره حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله را بپوشد وبر أسب سياهى سوار شود كه ميان پيشانى آن أسب سفيد باشد پس أسب را به حركت درآورد به نوعي « 1 » كه به اعجاز آن حضرت مردم هر شهر چنان بيند كه حضرت با ايشان ودر ميان شهر ايشان است .
پس علم رسول خدا را بگشايد وبر پا كند ؛ چوبش از عمود عرش باشد وساير اجزايش تمام نصرت ويارى حق تعالى باشد ، آن علم را به سوى هيچ جماعت متوجّه نسازد مگر آنكه خدا ايشان را هلاك گرداند ، پس چون علم را حركت دهد هيچ مؤمني نماند مگر آنكه دلش در شجاعت مانند قطعهء آهن شود وبه هر مؤمن ، خدا قوّت چهل مرد را كرامت فرمايد .
وهيچ مؤمني در قبرها نماند مگر آنكه حق تعالى اين فرح را در قبر بر أو داخل گرداند ومؤمنان در قبرها به زيارة يكديگر روند ويكديگر را بشارت به ظهور قائم آل محمّد دهند .
[ يارى نمودن ملائكة امام زمان صلوات اللّه عليه را ]
پس بر آن حضرت نازل شوند سيزده هزار وسيصد وسيزده ملك از آن ملكي چند كه با حضرت نوح در كشتى بودند واز آنها كه با حضرت إبراهيم بودند ، در هنگامى كه أو را نمرود در آتش انداخت وآنها كه با حضرت موسى بودند ، در وقتي كه دريا براي أو شكافته شد وآنها كه با حضرت عيسى بودند ، در وقتي كه خدا أو را به آسمان برد وچهار هزار ملك علامتدار ودو هزار ملك ديگر كه رديف يكديگر نازل شدند وسيصد وسيزده ملك كه در جنگ بدر وغيرآن بر حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نازل شدند .
هامش
( 1 ) . در نسخه ( آ ) : به نحوى .