صداى دوّم :
أَزِفَتِ الْآزِفَةُ
« 1 »
يعنى : « نزديك شد آن امرى كه آن را به نزديك وصف مىكردند يا نزديك شدني بود . »
صداى سوّم ، بدني ظاهر شود در پيش قرص آفتاب وصدا رسد كه :
« هذا أمير المؤمنين قد كرّ في هلاك الظّالمين »
يعنى : « اين أمير المؤمنين است برگشته است به دنيا كه هلاك كند ظالمان را » ،
پس در آن وقت فرج مؤمنان برسد ومردهها آرزو كنند كه كاش زنده مىبوديم
« وخدا سينههاى مؤمنان را از كينههاى منافقان وغمهاى ايشان نجات دهد « 2 » . » « 3 »
ودر روايات معتبرهء بسيار ، وارد شده است كه در روز خروج حضرت قائم عليه السّلام در اوّل روز ملكي ندا كند كه به درستى كه حق با علىّ بن أبي طالب است وشيعيان أو ، ودر آخر روز شيطان ندا كند كه حق با عثمان « 4 » وشيعهء اوست .
هامش
( 1 ) . نجم : 57 .
( 2 ) .وَيَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ .( توبه : 14 )
( 3 ) . غيبت طوسي / 439 ، وغيبت نعمانى / 180 ، وعيون أخبار الرّضا 2 / 6 ، وكمال الدّين 2 / 370 ، واثبات الوصية / 268 ، والخرائج والجرائح 3 / 1168 ، ومختصر البصائر / 141 .
( 4 ) . مراد از عثمان در اينجا سفيانى است ؛ چنانچه در كمال الدّين از أمير المؤمنين صلوات اللّه عليه روايت شده كه آن حضرت فرمودند :
« پسر هند جگرخوار از بيابان يابس بيرون مىآيد . أو مردى متوسّط القامه ، وحشتناك وبر سرش ضخمى است ورويش آبله دارد . اگر أو را ببينى گمان مىكنى كه يك چشمى است ، نام أو عثمان ونام پدرش عنبسة است واز أولاد أبو سفيان مىباشد أو خروج مىكند وبه زمين آرام ( نجف يا كوفه ) مىآيد وبر منبر آن مىنشيند . »
( كمال الدّين 2 / 651 )