( ضربهء ابن ملجم لعنة اللّه عليه است ) .
و در جنگ احزاب ، خداى عز و جل اين آيات را نازل فرمود :
إِذْ جاؤُكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا * هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالًا شَدِيداً * وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُوراً
- تا اينكه مىفرمايد : -
وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً
« 1 » .
بنا بر اين سرزنش و توبيخ متوجه آنان شد و كسى جز امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام از آن مستثنى نبود چرا كه پيروزى براى او و به دست او بود ، و كشته شدن عمرو و نوفل بن عبد اللّه به دست على عليه السّلام باعث گريز مشركان گشت .
و پس از اينكه حضرت على عليه السّلام اين افراد را به قتل رساند ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
اكنون ما به جنگ آنان مىرويم ، و آنان به جنگ ما نيايند .
* يوسف بن كليب ، از سفيان ، از زبيد ، از مرّه و غير از او از عبد اللّه بن مسعود روايت كرد كه او آيه را چنين مىخواند : « و كفى اللّه المؤمنين القتال بعليّ و كان اللّه قويّا عزيزا » .
و حسّان در قتل عمرو مىگويد :
امسى الفتى عمرو بن عبد يبتغي * بجنوب يثرب غارة لم تنظر
فلقد وجدت سيوفنا مشهورة * و لقد وجدت جيادنا لم تقصر
و لقد رأيت غداة بدر عصبة * ضربوك ضربا غير ضرب المحسر
اصبحت لا تدعى ليوم عظيمة * يا عمرو او لجسيم امر منكر « 2 »
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب : 10 - 25 . « وقتى كه لشكر كفار از بالا و پايين بر شما حملهور شدند و چشمها حيران شد و جانها به گلو رسيد و به وعدهء خدا گمانهاى مختلف كرديد ، در آنجا مؤمنان امتحان شدند و ( افراد سست ايمان ) سخت متزلزل گرديدند . و نيز در آن هنگام كه منافقان و آنان كه در دلهايشان شك و ريب بود با يكديگر مىگفتند : آن وعدهاى كه خدا و رسول به ما دادند غرور و فريبى بيش نبوده - تا جايى كه خداوند مىفرمايد : - و خداوند خود امر جنگ را از مؤمنان كفايت فرمود كه خدا بسيار توانا و مقتدر است » .
( 2 ) . عمرو بن عبدود شب را گذراند در حالى كه قصد حملهاى سخت و سريع به اطراف مدينه داشت .
امّا شمشيرهايمان را برهنه يافتى ، و اسبهاى ما را ديدى كه كوتاهى نمىكنند . -