برادرش كلدة بن ابى طلحه را به هلاكت رساند ، و عبد اللّه بن حميد بن زهرة بن الحارث بن اسد بن عبد العزّى و ابو الحكم بن اخنس بن شريق ثقفى را نيز كشت ، و وليد بن ابى حذيفة بن مغيره و برادرش اميّة بن ابى حذيفة بن مغيره را به قتل رساند ، و ارطاة بن شرحبيل و هشام بن اميّه و عمرو بن عبد اللّه جمحى و بشر بن مالك و صواب غلام فرزندان عبد الدار را به هلاكت رساند ، پس پيروزى از آن وى بود و بازگشت مردم پس از گريختنشان به نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به خاطر ايستادگى او و از جانگذشتگىاش در كنار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ، و سرزنش از جانب خداوند تعالى به خاطر فرار كردن آنان - در آن روز - متوجه همهء آنان شد به جز او و انصارى كه پايدارى كردند - كه هشت نفر بودهاند ، و نيز گفته شده كه چهار يا پنج نفر بودهاند - .
دربارهء كسانى را كه آن حضرت در روز احد به هلاكت رساند و دشوارىهايى كه در جنگ متحمل شد و نيكويى بلايش ، حجّاج بن علاط سلمى مىگويد :
للّه ايّ مذبّب عن حزبه * اعني ابن فاطمة المعمّ المخولا
جادت يداك له بعاجل طعنة * تركت طليحة للجبين مجدّلا
و شددت شدّة باسل فكشفتهم * بالسّفح اذ يهوون اسفل اسفلا
و عللت سيفك بالدّماء و لم تكن * لتردّه حرّان حتّى ينهلا « 1 »
هامش
( 1 ) . خداى را چه دفاعكنندهاى است از قوم خويش ، منظورم فرزند فاطمه است كه داراى عموها و دايىهاى بسيار .
دستانت براى خدا بخشش كرد در زدن ضربهء تندى ، كه طليحه را سرنگون ساخت .
و چون دلاورمردان بر آنان حمله كردى و پراكنده ساختى ، آنگاه كه از دامنهء كوه به پايين مىآمدند .
و شمشيرت را با خون سيراب ساختى ، و آن را تشنه برنگرداندى تا سيرابش كردى .