تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
آنگاه حضرت بدون اينكه خواستهء آن ساربان را مطرح كنم ، فرمود : اى غلام ! آن ساربانى را كه ابو هاشم آورده ببين و او را در انجام كارها شريك كن . * ابو هاشم گويد : روزى به همراه حضرت جواد عليه السّلام وارد باغى شدم ، به حضرت عرض كردم : جانم به قربانت ! من به خوردن گل بسيار علاقه دارم ، از شما مىخواهم كه براى من دعا كنيد ؛ حضرت ساكت شد . پس از چند روز حضرت بدون اينكه چيزى در اين باره به او بگويم ، فرمود : اى ابا هاشم ! خداوند حرص خوردن گل را از دل تو بيرون كرد . ابو هاشم مىگويد : از آن روز به بعد از هيچ چيز به اندازهء خوردن گل بدم نمىآيد . و اخبار نقل شده به اين مضمون بسيار است ، و همين اندازه‌اى كه در اينجا بيان كرديم ، هدف ما را تأمين مىكند ، ان شاء اللّه .

باب وفات امام جواد عليه السّلام و محل دفن ايشان و بيان فرزندان آن حضرت

پيش از اين دربارهء ولادت امام جواد عليه السّلام سخن رانديم و بيان كرديم كه او در مدينه متولد و در بغداد وفات يافت . علّت عزيمت آن حضرت به بغداد ، اين بود كه معتصم ايشان را از مدينه به بغداد احضار كرد . تاريخ ورود ايشان به بغداد بيست و هشتم محرم سال 220 هجرى بود ، و در ماه ذيقعدهء همان سال در بغداد وفات يافت . و گفته مىشود كه : ايشان مسموم از دنيا رفتند ؛ ولى اين خبر براى من ثابت نشده است تا بدان گواهى دهم . ايشان در مقبرهء قريش پشت قبر جدّش امام كاظم عليه السّلام مدفون شد . و سنّ ايشان به هنگام وفات بيست و پنج سال و چند ماه بود . آن حضرت را منتجب و مرتضى هم لقب مىدادند . فرزندان حضرت عبارت بودند از : على كه پس از ايشان به امامت رسيد ، و موسى ، و فاطمه و امامه دو دختر خود ؛ و جز على و موسى فرزند پسر ديگرى از خود به جا نگذاشت .