وليد ، از يحيى بن حبيب زيّات به نقل از يكى از حاضران در مجلس امام رضا عليه السّلام روايت كرده است كه گفت : وقتى حاضران در مجلس امام رضا عليه السّلام خواستند از خدمت آن حضرت مرخص شوند ، ابو الحسن الرضا عليه السّلام به آنان فرمود : به ديدار ابا جعفر برويد و بر او سلام كنيد و با او تجديد بيعت كنيد .
چون حاضران از جا برخاستند حضرت به من رو كرد و فرمود : خداوند مفضّل را رحمت كند ، او به كمتر از اين هم قناعت مىكرد .
باب در بيان گوشهاى از اخبار و روايات وارده در مناقب ابو جعفر عليه السّلام و نشانهها و معجزات ايشان
مأمون شيفتهء ابو جعفر ( حضرت جواد عليه السّلام ) شده بود به خاطر آنچه از فضل ، بزرگى ، علم ، حكمت ، ادب ، بلوغ فكرى و عقلى ايشان - كه با دانشمندان و فضلاى بزرگ آن زمان قابل مقايسه نبود - مىديد ، لذا دخترش ام الفضل را به همسرى ايشان درآورد و او را به همراه آن حضرت به مدينه فرستاد و همواره در تكريم و تجليل و احترام آن حضرت مواظبت داشت .
* حسن بن محمد بن سليمان ، از على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش ، از ريّان بن شبيب روايت كرده است كه گفت : وقتى مأمون در صدد برآمد دختر خود ام الفضل را به همسرى امام جواد عليه السّلام درآورد ، خبر به عباسيان رسيد ، پس اين كار بر آنها گران آمد و سخت برآشفته شدند و به هراس افتادند كه مبادا سرانجام كار به ولايتعهدى حضرت جواد عليه السّلام خاتمه يابد همانگونه كه با حضرت رضا عليه السّلام شد .
از اين رو نسبت به اقدام مأمون واكنش شديدى نشان دادند و نزديكان مأمون از خاندانش با او به گفتگو نشستند و به او گفتند : تو را به خدا سوگند مىدهيم اى امير المؤمنين كه از تصميم خود مبنى بر تزويج فرزند رضا منصرف شوى ، زيرا ما از اين بيم داريم كه مبادا آنچه كه خداوند به ما داده ( حكومت و خلافت ) از دستمان خارج شود