حضرت فرمود : نه ، مگر آنكه يكى از آن دو امام خاموش باشد .
گفتم : همين شما ، امام خاموش ندارى ؟ حضرت فرمود : به خدا سوگند خداوند از نسل من امامى خواهد آفريد كه حق و اهل آن را پيروز و باطل و اهل آن را نابود خواهد ساخت . و آن حضرت در آن هنگام فرزندى نداشت و پس از يك سال ابو جعفر متولد شد .
* ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از احمد بن محمد ، از محمد بن على ، از حسن بن جهم روايت كرده است كه او گفت : نزد امام رضا عليه السّلام نشسته بودم ، حضرت فرزندش را - كه در آن موقع كوچك بود - خواست و او را در دامان من نشاند و به من فرمود : پيراهنش را درآور . چون پيراهن او را درآوردم حضرت فرمود : ميان شانههايش را ببين . وقتى نگاه كردم بر روى يكى از شانههايش چيزى شبيه به خاتم ديدم كه در گوشت وى فرو رفته است . سپس حضرت به من فرمود : آيا اين را مىبينى ؟ مانند آن در همين محل در بدن پدرم بود .
* ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از احمد بن محمد ، از محمد بن على ، از ابو يحيى صنعانى روايت كرده است كه گفت : نزد امام ابو الحسن الرضا عليه السّلام بودم كه فرزند كوچكش ابو جعفر را آوردند . حضرت فرمود : اين همان نوزادى است كه براى شيعيان نوزادى با بركتتر از او زاده نشده است .
* ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از حسين بن محمد ، از خيرانى ، از پدرش نقل مىكند كه گفته است : در محضر امام رضا عليه السّلام در خراسان ايستاده بودم كه يكى از حاضران گفت : اى سرور من ! اگر اتفاق ناگوارى براى شما پيش آيد به كجا رجوع كنيم ؟ حضرت فرمود : به پسر من ابو جعفر رجوع كنيد .
گوينده ، گويا ابو جعفر را - به خاطر سنّ كم - كوچك شمرد ، از اينرو حضرت در ادامهء سخنانش فرمود : خداوند عيسى بن مريم را در حالى به عنوان پيامبر و نبى و صاحب شريعت مبعوث فرمود كه سنّ وى از سنّ ابو جعفر كمتر بوده است .
* ابو القاسم ، از محمد بن يعقوب ، از على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از محمد بن
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 552
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٥٢