راويان كه ذكر نام آنان از حوصلهء اين كتاب خارج است .
* ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش و على بن محمد قاسانى ، از زكريا بن يحيى نعمان نقل مىكند كه او گفت : از على بن جعفر بن محمد عليه السّلام شنيدم در سخنان خود با حسن بن حسين بن على بن الحسين عليه السّلام چنين مىگفت : هنگامى كه برادران و عموهاى حضرت رضا عليه السّلام بر عليه ايشان دست به توطئه و دسيسه زدند و ستم پيشه كردند ، خداوند آن حضرت را يارى كرد . سپس گفتار مفصلى در اين خصوص بيان كرد تا اينكه گفت : پس من از جاى خود برخاستم و دست ابو جعفر محمد فرزند امام رضا عليه السّلام را گرفتم و عرض كردم : گواهى مىدهم كه شما نزد خدا امام مىباشيد .
در اينجا بود كه حضرت رضا عليه السّلام گريست و سپس فرمود : اى عمو ! مگر از پدرم نشنيدى كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىفرمايد : پدرم فداى فرزند آن كنيز پاكيزهء نوبىتبار كه از بهترين كنيزان است ، از فرزندان او خواهد بود آن رانده شدهء آواره ، و آن كس كه داغ كشته شدن پدر و جدّش را كشيده ، همان صاحب غيبت كه دربارهاش گفته مىشود : آيا او مرد يا به هلاكت رسيد و معلوم نشد كه به كدامين سوى عزيمت نمود ؟
عرض كردم : راست گفتى ، جانم به قربانت .
* ابو القاسم جعفر بن محمد ، از محمد بن يعقوب ، از محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از صفوان بن يحيى روايت كرده است كه او گفت : به حضرت رضا عليه السّلام گفتم : ما پيش از آنكه خداوند ابا جعفر را به شما ارزانى كند از شما دربارهء جانشين خود مىپرسيديم و شما مىفرموديد : خداوند فرزندى به من خواهد بخشيد . حال كه خداوند آن فرزند را به شما بخشيد و چشمهاى ما را روشن كرد ، از خداوند مىخواهيم كه شاهد وفات شما نباشيم ولى اگر آن پيشآمد ناگوار اتفاق افتاد به چه كسى رجوع كنيم ؟
حضرت به ابو جعفر - كه در برابر ايشان ايستاده بود - اشاره كرد .
عرض كردم : جانم به قربانت ! اين فرزند شما سه سال بيشتر ندارد .
حضرت فرمود : چه اشكالى دارد ؟ ! حضرت عيسى در سنّى كمتر از سه سالگى به
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 550
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٥٠