پدرش بود و اينكه فرزند نسبت به تصاحب مقام امامت از برادر مقدمتر است ؛ و دستهء ديگر به اعتقاد خويش مبنى بر زنده بودن اسماعيل ثابت ماندند و امروزه بسيار اندك شمارند بهطورى كه هيچ معروفيتى در بين مردم ندارند .
اين دو دسته را اسماعيليّه مىنامند ، و كسانى كه امروزه به نام اسماعيليه معروف هستند قائل هستند به اينكه امامت پس از اسماعيل به فرزندانش رسيده و سپس به فرزندان فرزندانش و همينطور تا آخر الزمان امامت در نسل اسماعيل مىماند .
فصل [ در احوال برخى از فرزندان حضرت صادق عليه السلام ]
پس از اسماعيل ، عبد اللّه بن جعفر بزرگترين برادران خود بود . او بر خلاف ساير برادرانش منزلت و شأن آنچنانى نزد پدر خويش نداشته است و متهم بود كه در مسائل اعتقادى مخالف پدرش است ، و گفته مىشود كه او با حشويّه رفتوآمد مىكرد و به مذهب مرجئه گرايش داشته است .
او پس از پدرش ادّعاى امامت كرد ، و استدلال او اين بود كه او بزرگتر از ساير برادرانش مىباشد . پس گروهى از ياران امام صادق عليه السّلام به او گرويدند و پس از مدتى بيشتر آنان برگشتند و قائل به امامت برادرش موسى عليه السّلام شدند ، و اين بدين خاطر بود كه ادّعاى امامت از سوى وى را ضعيف و بىپايه يافتند ؛ و در مقابل ، موقعيت محكم و بر حقّ امام موسى كاظم عليه السّلام را ديدند و ادله و براهين امامت ايشان را كامل و تمام دانستند ، و تنها عدهء بسيار قليلى بر اعتقاد خود ماندند و قائل به امامت عبد اللّه شدند ، و اينان همان طايفهاى هستند كه به لقب « فطحيّه » معروفند ؛ و علت اينكه به اين لقب معروف شدند همان قائل شدند به امامت عبد اللّه مىباشد كه از ناحيهء پا افطح « 1 » بود [ يعنى بزرگ پا ] .
و گفته مىشود وجه اين تسميه به خاطر اينكه رئيس و سردمدار اين طايفه كه كار دعوت براى امامت عبد اللّه را به عهده گرفته بود شخصى به نام عبد اللّه بن افطح مىباشد .
* امّا اسحاق بن جعفر ، مردى فاضل و پارسا و اهل اجتهاد و تقوا بود و مردم از او
هامش
( 1 ) . فطح : بزرگ و عظيم بودن پا را فطح گويند ، و كسى را كه چنين باشد « افطح » گويند . ( مترجم ) .