اسماعيل ، عبد اللّه و ام فروه ؛ كه مادرشان فاطمه دختر حسين بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام است .
و موسى ، اسحاق و محمد ؛ كه مادرشان ام ولد مىباشد .
و عباس ، على ، اسماء و فاطمه ؛ كه هركدام از يك مادر است ، و مادرانشان همه ام ولد هستند [ يعنى كنيز مىباشند ] .
اسماعيل بزرگترين برادران خود بوده و پدرش امام صادق عليه السّلام او را بسيار دوست داشته و به او محبت و مهربانى مىكرد ، و جماعتى از شيعيان گمان مىكردند كه امامت پس از حضرت صادق عليه السّلام به اسماعيل مىرسد و او جانشين پدرش خواهد بود ، زيرا كه او بزرگتر از برادرانش بوده ، همچنين به خاطر اينكه پدرش او را بسيار دوست مىداشت . او پس از مدتى در حيات پدرش در منطقهء « عريض » فوت كرد و جنازهاش را بر روى شانهها تا نزد پدرش در مدينه حمل كردند و در بقيع به خاك سپرده شد .
و نقل شده است كه امام صادق عليه السّلام بر مرگ وى بسيار جزع كرد و به شدت اندوهگين شد و پيشاپيش نعش او پا برهنه و بدون عبا حركت كرد ، و امر فرمود كه پيش از خاكسپارى چند بار برروى زمين نهادند و هماره كفن از روى چهرهاش برمىداشت و به او نگاه مىكرد ، و بدين ترتيب قصد داشت مرگش را به كسانى كه تصور خلافت وى را داشتند ، نشان دهد ، و يقين كنند كه او ديگر زنده نيست و شبههء امام بودنش را در زمان حيات خود از بين ببرد .
و چون اسماعيل رضى اللّه عنه وفات كرد آن عدّهاى كه قائل به امامت وى پس از پدرش بودند از اين قول خود منصرف شدند ، و تنها تعداد اندكى بودند كه اعتقاد داشتند او زنده است ، و اين چند نفر نه از خواص و نزديكان پدرش بودند و نه از راويان از او ، بلكه افراد دور دست بودند .
و چون امام صادق عليه السّلام وفات كرد ، گروهى از آنان به امامت موسى بن جعفر عليه السّلام قائل شدند ، و بقيه دو دسته شدند : عدّهاى از اعتقاد خويش مبنى بر زنده بودن اسماعيل دست برداشته و به امامت فرزندش محمد بن اسماعيل قائل شدند ، با اين تصور كه امامت از آن
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 490
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٤٩٠