تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
عابد ، پارسا ، فقيه ، با سخاوت و دلير بود ، و به خاطر امر به معروف و نهى از منكر و براى خونخواهى حسين عليه السّلام با شمشير خروج كرد . * شريف ابو محمد حسن بن محمد ، از جدّش ، از حسن بن يحيى ، از حسن بن حسين ، از يحيى بن مساور ، از ابى الجارود زياد بن منذر روايت مىكند كه گفته است : به مدينه آمدم و از هركسى كه سراغ زيد بن على را مىگرفتم مىگفت : او كسى است كه همواره با قرآن مأنوس است . * هشيم روايت كرده است : خالد بن صفوان از زيد بن على بسيار سخن مىگفت ، از او پرسيدم : كجا او را ملاقات كردى ؟ گفت : در رصافه « 1 » . گفتم : چگونه مردى بود ؟ گفت : چنان كه مىدانم او از ترس و خشيت خداوند بسيار گريه مىكرد تا اينكه اشك‌هايش با آب بينىاش مخلوط مىشد . بسيارى از شيعيان به امامت او اعتقاد پيدا كرده بودند ، به خاطر اينكه او با شمشير خروج كرد و مردم را براى امامت شخصى پسنديده و مورد قبول از خاندان حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دعوت مىكرد ، پس مردم گمان كردند كه او امامت را براى خودش مىخواهد در حالى كه او اين را نمىخواست زيرا كه مىدانست كه پيش از او برادرش شايستگى و لياقت امامت را داشت و به هنگام وفات وصيت نمود كه امامت پس از او به امام صادق عليه السّلام برسد . و علت قيام ابى حسن زيد رضى اللّه عنه - كه هدف از آن همچنان كه پيش از اين يادآور شديم همان خونخواهى حسين عليه السّلام مىباشد - اين بود كه روزى بر هشام بن عبد الملك وارد شد ، هشام اهل شام را براى او جمع كرده بود و به آنان دستور داد كه جاى نشستن را بر او تنگ كنند تا نتواند به وى نزديك شود و به او برسد . پس زيد به هشام گفت : در بين بندگان خدا كسى بالاتر از اين نيست كه به او سفارش كنند كه تقواى الهى را پيشه كند ، همچنان كه كسى از ميان بندگان خدا نيست كه پايين‌تر از اين باشد كه تقواى الهى را به او سفارش كنند ؛ و من تو را به تقواى الهى سفارش مىكنم ،
هامش
( 1 ) . رصافه شهرى است در شام .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 461 | الشيخ المفيد / موسوى كرمانى