اى گروه مردم ! از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست دهيد ، از من بپرسيد كه دانش اولين و آخرين نزد من است ؛ به خدا سوگند چنانچه پشتى برايم گذاشته شود [ كنايه از فراهم نمودن شرايط مجلس قضاوت ] در ميان اهل تورات با تورات آنان ، و ميان اهل انجيل با انجيلشان ، و ميان اهل زبور با زبورشان ، و ميان اهل قرآن با قرآنشان به قضاوت مىنشستم ؛ تا اينكه هريك از اين كتابها بدرخشد و بگويد : خداوندا ! على به قضاوت تو قضاوت كرد .
به خدا سوگند من به قرآن و تأويلش از هركس كه ادّعاى آن را بكند ، داناترم ؛ و اگر آيهاى در قرآن نمىبود ، شما را از آنچه كه تا قيامت رخ مىداد ، آگاه مىساختم .
سپس فرمود :
از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست دهيد ، كه قسم به آنكه دانه را شكافت و خلق را آفريد اگر از من دربارهء آيه آيهء قرآن بپرسيد ، شما را از وقت نزول آن و اينكه دربارهء چه كسى نازل شده است ، پاسخ مىگويم ، و شما را به ناسخ از منسوخش و خاص آن از عامّش و محكم آن از متشابهش و مكّى آن از مدنىاش آگاه مىنمايم .
به خدا سوگند هيچ گروهى تا روز قيامت گمراه يا هدايت نمىشود مگر اينكه من رهبر و پيشقراولان آن را مىشناسم .
و امثال اينگونه اخبار به قدرى فراوان است كه اگر بخواهيم همه را نقل كنيم ، سخن به درازا مىكشد .
فصل در برترى آن حضرت
* ابوالحسين محمد بن مظفر بزاز ، از عمر بن عبد اللّه بن عمران ، از احمد بن بشير ، از عبيد اللّه بن موسى ، از قيس ، از ابى هارون به ما گفت : نزد ابو سعيد خدرى رفتم و به او