نقل كرد كه : ابراهيم بن حيّان ، از ابى عبد اللّه ( غلام بنى هاشم ) ، از ابى سخيله گفت : من و عمّار به قصد حج بيرون رفتيم ، نزد ابو ذر فرود آمده و سه روز در پيش او مانديم ، چون هنگام حركت فرا رسيد به او گفتم : اى ابو ذر ! ما چارهاى جز درآميخته شدن با مردم نمىبينيم ، نظر تو چيست ؟
گفت : به كتاب خدا و على بن ابى طالب عليه السّلام چنگ بزن كه من بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گواهى مىدهم كه گفت : على نخستين ايمانآورندگان به من بود ، و اولين نفرى است كه در روز قيامت به من دست خواهد داد ، و او صدّيق اكبر است و جداكنندهء حق از باطل ، و او سردمدار بزرگ مؤمنان است در حالى كه مال ، سردمدار ظالمان است .
* شيخ مفيد فرمود : اخبارى كه در اين زمينه وارد شده بسيار و شواهد آن فراوان است كه از جملهء آنها : گفتار خزيمة بن ثابت انصارى ذوالشهادتين رضى اللّه عنه است در آنچه كه ابو عبيد اللّه محمد بن عمران مرزبانى ، از محمد بن عباس به من خبر داده گفت : محمد بن يزيد نحوى ، از ابن عايشه براى خزيمة بن ثابت انصارى رضى اللّه عنه بر ما سرود :
ما كنت احسب هذا الامر منصرفا * عن هاشم ثمّ منها عن ابي حسن
اليس اوّل من صلّى لقبلتهم * و اعرف النّاس بالآثار و السّنن
و آخر النّاس عهدا بالنّبيّ و من * جبريل عون له في الغسل و الكفن
من فيه ما فيهم لا يمترون به * و ليس في القوم ما فيه من الحسن
ماذا الّذي ردّكم عنه فنعلمه * ها انّ بيعتكم من اغبن الغبن « 1 »
هامش
( 1 ) . گمان نمىكردم كه اين امر ( خلافت ) از بنى هاشم ، و پس از آن از ابو الحسن بگذرد .
آيا او نبود اولين نمازگزار به سوى قبلهء آنان ، و داناترين مردمان نسبت به روايتها و سنّتها ؟
و آخرين مردم در همراهى پيامبر ، و كسى كه جبرئيل در غسل و كفن كردن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ياور او بود ؟
آنكس كه آنچه همه دارند او به تنهايى دارد و آنان هيچ شكّى در آن ندارند ، و آنچه از نيكى در او است در ديگر مردمان يافت نمىشود .
چه چيز باعث برگشتن شما از او شد ؟ بگوييد تا بدانيم ، همانا كه بيعت شما از زيانبارترين زيانها است .