تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
و در نامه‌هايتان خواندم ، به زودى به سوى شما خواهم آمد انشاء اللّه ، كه به جان خودم سوگند امام كسى نيست جز آن كس كه مطابق كتاب خدا حكم براند و به عدل و قسط به پا خيزد و به دين حق پاىبند باشد و خود را به آنچه كه خداوند گفته و دستور داده مقيّد كند ، و السلام .

[ اعزام مسلم بن عقيل عليه السّلام به كوفه ]

امام حسين عليه السّلام مسلم بن عقيل بن ابى طالب را خواست و او را همراه قيس بن مسهر صيداوى ، عمارة بن عبد سلولى و عبد الرحمن بن عبد اللّه ارحبى فرستاد ، و به وى دستور داد كه تقوا پيشه كند و كارش را پوشيده بدارد و با مردم مدارا كند ؛ پس اگر ديد كه مردم اتفاق نظر و همبستگى لازم را دارند ، به سرعت به آن حضرت اطلاع دهد . مسلم به مدينه رفت و در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نماز خواند و با دوستداران خود از خاندانش خداحافظى كرد ، سپس دو راهنما از قبيلهء قيس استخدام كرد كه اين دو راهنما همراه مسلم از بيراهه رفتند و راه را گم كردند و به شدت تشنه شدند و از حركت و ادامهء مسير عاجز ماندند . سپس نشانه‌هايى از راه را يافتند و آن را به مسلم نشان دادند ، مسلم آن راه را در پيش گرفت و آن دو راهنما از شدت تشنگى مردند . مسلم بن عقيل رحمه اللّه در جايى معروف به « مضيق » نامه‌اى به امام عليه السّلام نوشت و به همراه قيس بن مسهر فرستاد ؛ در آن نامه آمده بود : من از مدينه همراه دو راهنما روانهء كوفه شدم ، آن دو راهنما از راه فاصله گرفتند و در نتيجه راه را گم كردند و تشنگى بر ما سخت شد ، پس طولى نكشيد كه آن دو راهنما جان دادند و ما به راه افتاديم تا اينكه به آب رسيديم و تنها به وسيلهء اندك رمقى كه در جانمان مانده بود نجات يافتيم ، و آن آب در جايى است كه بدان « مضيق از بطن خبت » گويند ، و من اين مسير را به فال بد گرفتم . پس اگر نظر شما نيز اين باشد ، مرا از رفتن در اين مسير معاف كن و كسى ديگر را بفرست ، و السلام .