سهيل گفت : اگر من در اين پيمان ، تو را در اينباره تصديق كنم ، در حقيقت به پيامبرى تو اقرار كردهام ، حال چه با اظهار رضايت آن را بر خود گواهى دهم و چه با زبان بگويم ؛ اين نام را محو كن و بنويس : اين چيزى است كه محمد بن عبد اللّه بر آن پيمان بست .
امير مؤمنان عليه السّلام به سهيل فرمود : به خدا سوگند كه او پيامبر خدا است اگرچه بينى تو بر خاك ماليده شود .
سهيل گفت : نامش را بنويس تا شرط پيمان باقى بماند .
امير مؤمنان عليه السّلام به او گفت : واى بر تو اى سهيل ! دست از لجاجت بردار .
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : يا على ! آن را پاك كن .
امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : اى پيامبر خدا ! دستم توان پاك كردن نامت از پيامبرى را ندارد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به او فرمود : پس دستم را بر آن بگذار ؛ و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن را با دست خود پاك كرد ، و به امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : تو را بر مانند اين بخوانند و تو با اندوه فراوان بپذيرى .
سپس امير مؤمنان عليه السّلام نگارش پيمان را به اتمام رساند ، و هنگامى كه صلح برقرار شد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در همانجا هدى خود را قربانى كرد .
بنابراين تدبير و نيكانديشى در اين جنگ به واسطهء امير مؤمنان عليه السّلام بود ، چون تمام ماجراى بيعت و صف كشيدن مردم براى جنگ و پس از آن مصالحه و نگارش پيمان صلح ، همه به دست امير مؤمنان عليه السّلام صورت گرفت ؛ و آنچه خداوند در اين كار براى او مهيا فرمود ، حفظ خون مسلمانان و صلاح امور اسلام بود .
مردم نيز در اين جنگ براى حضرت عليه السّلام - به جز آنچه گفتيم - دو فضيلت ديگر ذكر كردهاند كه بدانها ممتاز شد و به ديگر فضايل گران و مناقب والايش افزوده شد :
ابراهيم بن عمر به سند خود از فايد مولى عبد اللّه بن سالم روايت كرد كه : وقتى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى عمرهء حديبيّه خارج شد ، در جحفه نازل شد امّا آب در آن نيافت ، پس سعد بن مالك را با چند مشك به دنبال آن فرستاد ، اندكى كه گذشت سعد با مشكها
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٠٩