تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

تنگ يا معبر اللّه اكبر

پس از عبور از دشت وسيع ، به جايى مىرسيم كه جاده از نزديك بند امير مىگذرد . بند امير همان رودى است كه توماس مور « 1 » در اشعار خود از آن به عنوان جوى بندمير « 2 » ياد كرده و پيش از آخرين منزل به شيراز قرار گرفته است . جوى ركناباد ، كه مورد علاقهء هر شيرازى است ، در اينجا واقع شده است . اين جويبار با چنان بيقرارى در جريان است كه گويى هرگز باز نمىايستد و نيك مىداند كه زندگى مردم شيراز به آن بسته است . در واقع تا حدودى اين موضوع حقيقت دارد . ديدن ركناباد از آرزوهاى دانشمندان ايرانى و شاگردان « مكتب حافظ » است . ولى مسافرت طولانى و جاده ناهموار است ؛ به طورى كه ستايشگران جوان اين شاعر و جوى ركناباد بندرت به آرزوى خود مىرسند . پروفسور براون در اين مورد چنين اشاره مىكند : « انسان به حافظ از اين جهت كه براى ركناباد شعر سروده عشق نمىورزد ؛ بلكه ركناباد را به خاطر اينكه حافظ براى آن شعر سروده عزيز مىدارد » . ناگهان از گوشه‌اى درهء خندان شيراز از ميان تنگ اسرارآميز ظاهر مىشود . اين معبر كه حتى اروپاييان از روى عطوفت آن را « تنگ » مىخوانند ، براى مسافران قديمى تقريبا يك مكان مقدس به شمار مىرفته . خوشحالى و شادمانى از اينكه خطرات يك مسافرات طولانى را پشت سر گذاشته‌اند توأم با احساس شگفتى از زيبايى درهء شيراز ، كه ناگهان جلو چشم ظاهر مىشود ، موجب مىگردد كه مسافران با صداى بلند بگويند :
هامش
( 1 ) .Thomas Mooreنويسنده و شاعر ايرلندى و سرايندهء منظومهء لاله رخ ( 1779 - 1852 م ) . - م . ( 2 ) .Bendemeer s Stream
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى ) — صفحة 167 | فردريك چارلز ريچاردز / مهين دخت بزرگمهر