زمان سنگدل
اى سنگدل زمان ! با بوسهء يهودايى « 1 »
تو را بس نيست كه گردابى ژرف پديد آرى ؟
سنگهاى نگونبخت را از فراز كوه بيفكنى ؟
درياها را بخشكانى و فرمان دهى رودخانههاى طغيان كرده آرام گيرند ؟
آيا تنها بدين خرسند نيستى ؟
اى سنگدل زمان ! با بوسهء يهودايى
* * * اى سنگدل زمان ! آيا همه چيز از آن تو است ؟
كافى نيست اين كه درختان را ريشهكن كنى ؟
يا با حيله تاج و تخت پادشاهان را بربايى ؟
گورشان را پنهان كنى و معابد سست بنيادشان را برافكنى ؟
اين است حكم نهايى تو ؟
اى سنگدل زمان ! آيا همه چيز از آن است ؟
* * * اى سنگدل زمان ! اى تواناى مطلق
هامش
( 1 ) . منظور يهوداى اسخريوطى است كه عيسى را به دشمنان تسليم كرد . وى از پيش با آنها قرار نهاده بود كه هر كه را در ميان جمع ببوسد عيسى اوست . و چون با دشمنان به نزد آن حضرت رسيد ، به وى سلام كرد و او را بوسيد .