تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
الفارس الكبير خطاب‌اش مىكنند ، امپراطورى او از دروازه‌هاى شط العرب تا سمرقند و قزل اوزن به اضافه نيشابور ، شهرهاى مدائن ، تيسفون ، سرزمين كوهستانى خفتان تا مرزهاى تبت كشيده شده كه در جنگل‌هاى آن حيوانات نافه‌دار زندگى مىكنند و خلاصه فرمانرواى منطقه‌اى كه عبور از آن چهار ماه و چهار روز طول مىكشد - وقتى اين حاكم مقتدر به شوش آمد و آيين جابه‌جايى دانيال را ديد ، آن را بر خلاف شأن پيامبر يافت كه استخوان‌هاى او به اين شكل آزار ببيند و دستور داد استخوان‌ها را در فاصله‌اى مساوى از دو قسمت شهر بگذارند و چون پل در وسط دو قسمت شهر بود ، تابوت را پس از آن‌كه به دستور سلطان سنجر در يك تابوت شيشه‌اى قرار دادند ، با يك زنجير آهنى از وسط پل آويزان كردند . هنوز نيز تابوت از زير پل آويزان است و در جايى كه قبلا دفن شده بود يك عبادتگاه ساخته‌اند ، كه آن نيز به دستور سلطان سنجر بود « 1 » . منطقه‌ى يهودنشين رودبار كه از خوزستان سه روز راه فاصله دارد ، داراى بيست‌هزار خانوار يهودى است ،
هامش
( 1 ) . اين اطلاعات درباره بقاياى جسد دانيال ، به اين سفرنامه منحصر است . رابى بنيامين مىنويسد به زمان او نيز تابوت شيشه‌اى از پل آويزان بوده و در عين حال از وجود بارگاه كنونى دانيال نيز خبر مىدهد . آيا بارگاه كنونى همان ساخته سنجر است و آيا بالاخره بقاياى جسد به اين مقبره بازگشته است ؟ ( ويراستار )