« اولاى » از وسط شهر مىگذرد و آن را به دو قسمت مىكند كه به وسيلهى يك پل به هم راه دارند . در يك طرف رودخانه قبر دانيال نبى قرار دارد و نيز چند بازار كه باعث شده ، زندگى مردم آنجا پررونقتر و بهتر از وضع زندگى مردم آن سوى رودخانه باشد و تا حدى رفت و آمد آنها قطع است . اين مردم حسرت زده دليل واقعى فقر و بدبختى خود را نمىدانند و بيشتر فكر مىكنند ، چون قبر پيامبر در قسمت آنها نيست ، فقير ماندهاند . به همين دليل از مردم قسمت ديگر خواستند كه تابوت دانيال را به آنها بدهند ، اما چون قبول نكردند ، جنگى خونين و طولانى بين دو طرف درگرفت تا سرانجام از اين جنگ ، كه در نتيجهى آن تجارت نيز از رونق افتاده بود ، به ستوه آمدند و به توافق رسيدند كه تابوت هر سال در يك قسمت باشد .
اين كار انجام گرفت و هر دو قسمت شهر از ثروت بهرهمند شدند . مراسم جابهجايى تابوت در هر نوبت با جشن باشكوهى توأم بود كه يهوديان و مسلمانان آنها را همراهى مىكردند . يك بار وقتى سنجر « 1 » شاهنشاه - كه بر تمام ايران حكومت مىكند و چهل و پنج شاهزاده تحت فرمان او قرار دارند ، عربها سلطان
هامش
( 1 ) . سلطان سنجر سلجوقى ، از 511 تا 552 هجرى قمرى سلطنت كرد . ( ويراستار )