1239 - 32452 - ( 2 ) در تفسير على بن ابراهيم در ضمن ماجراى مريم و ولادت عيسى آمده است : « سپس جبرئيل به مريم ندا داد : و درخت خرما را به سوى خود حركت بده ! يعنى درخت خرماى خشكيده را حركت بده ، پس مريم حركت داد . آن روز بازار برپا بود . بافندگان از كنار مريم مىگذشتند . در آن زمان ، بافندگى شريفترين شغلها بود . آنان سوار بر قاطرهاى سفيد و سياه آمدند . مريم از آنان پرسيد :
درخت خرماى خشكيده كجاست ؟ آنان مريم را مسخره كردند و او را از خود راندند . مريم به آنان گفت : خداوند شغلتان را بىرونق و كساد و خودتان را مايهء ننگ و عار در ميان مردم قرار دهد . »
1240 - 32453 - ( 3 ) در شرح نهج البلاغه ابن ميثم از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « عقل چهل معلم به اندازهء عقل يك بافنده است و عقل بافنده به اندازهء عقل زن است و زن عقل ندارد . »
1241 - 32454 - ( 4 ) در همان كتاب از موسى بن جعفر عليهما السلام روايت شده كه فرمود :
« با معلمان و بافندگان مشورت نكنيد ؛ زيرا خداوند عقلهايشان را گرفته است . »
1242 - 32455 - ( 5 ) در همان كتاب روايت شده كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مقدارى نخ رشته شده به بافندهاى از بنى نجار داد تا پارچهء پشمى براى وى ببافد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مرتب براى گرفتن پارچه به او سر مىزد و نزديك درِ مغازهاش مىايستاد و مىفرمود : « پارچهء ما را به ما تحويل دهيد تا با آن خود را در ميان مردم بياراييم !
و آن بافنده پيوسته امروز و فردا مىكرد تا اينكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله رحلت كرد . »
1243 - 32456 - ( 6 ) در نهج البلاغه آمده است :
« روزى على عليه السلام بر فراز منبر كوفه براى مردم سخنرانى مىكرد . در اين ميان سخنى گفت كه مورد اعتراض اشعث بن قيس قرار گرفت و به امام گفت : اى امير مؤمنان عليه السلام اين سخن به زيان توست نه به سود تو !
على عليه السلام چشمانش را به سوى اشعث به پايين دوخت و فرمود : تو چه مىدانى چه چيز به زيان من است و چه چيز به سود من ! لعنت خدا و لعنت لعنتكنندگان بر تو باد ! بافنده فرزند بافنده ، منافق فرزند كافر . . . »
در حديث جعفر بن احمد ، اين سخن از پيامبر صلى الله عليه و آله گذشت : « پشت سر بافنده نماز نخوانيد هر چند عالم باشد . »
« 1 » و در حديث فرزند عيسى گذشت كه : « نزد امام صادق عليه السلام گفته شد : بافنده ملعون است ! امام عليه السلام فرمود : همانا مقصود از آن كسى است كه بر خدا و پيامبرش دروغ مىبافد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . باب 20 از بابهاى جماعت ، حديث 1 .
( 2 ) . باب 39 از بابهاى مبارزه با نفس ، حديث 1 .