باب 54 كراهت صرافى ، فروش كفن ، غذا ، برده ، زرگرى و ذبح حيوان
1244 - 32457 - ( 1 ) اسحاق بن عمار مىگويد : « نزد امام صادق عليه السلام رفتم و به امام خبر دادم كه پسرى براى من به دنيا آمد . امام عليه السلام فرمود : آيا او را محمد نناميدى ؟
گفتم : چرا چنين كردم !
امام عليه السلام فرمود : پس محمد را نزن و به او ناسزا نگو . خداوند او را روشنى چشم تو در زندگىات و جانشين راستگفتار و راستكردارى پس از مرگت قرار داد .
گفتم : فدايت گردم ! او را به چه كارى گمارم ؟
امام عليه السلام فرمود : هرگاه او را از پنج شغل دور نگه داشتى ، پس هر كجا كه خواستى او را بگمارى ، به صرافى نسپار ؛ چرا كه صراف از ربا سالم نمىماند . و او را به كفنفروش نسپار ؛ چرا كه از شيوع و با خوشحال مىشود و او را به مواد خوراكىفروش نسپار ؛ زيرا از احتكار سالم نمىماند و او را به كسى كه زياد حيوانات را ذبح مىكند ، نسپار ؛ چرا كه مهربانى از وى سلب مىشود و او را به بردهفروش نسپار ؛ چرا كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : بدترين مردم ، انسانفروش است . »
1245 - 32458 - ( 2 ) ابراهيم بن عبدالحميد از امام موسى بن جعفر عليهما السلام روايت مىكند كه فرمود : « شخصى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده و گفت : اى رسول خدا ! به تحقيق من قرآن ( يا نوشتن ) را به اين فرزندم آموزش دادم .
او را در چه شغلى بگمارم ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : خدا پدرت را جزاى خير دهاد ، به هر شغلى او را مىگمارى بگمار ؛ ولى به پنج شغل او را مگمار : به سباء [ / كفنفروش ] ، زرگر ، قصاب ، گندمفروش و بردهفروش .
آن مرد گفت : اى رسول خدا ، سباء چيست ؟