تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
1138 - 32350 - ( 18 ) ربيع - از نزديكان منصور - مىگويد : « همراه ابوجعفر - منصور - حج گزاردم . آن‌گاه ادامه مىدهد تا به ماجراى ورود به مدينه پس از مراسم حج و فرمان احضار امام صادق عليه السلام توسط منصور مىرسد و مىگويد : هنگامى كه امام صادق عليه السلام به منصور نزديك شد ، چهرهء منصور از شادمانى برافروخت و به امام عليه السلام گفت : نزديك من بيا ! اى پسر عمو ! آن‌گاه امام عليه السلام را آن قدر به خود نزديك كرد تا اين كه در كنار خود بر تخت نشاند و به غلامش دستور داد جعبه‌اى را بياورد . غلام وقتى آن را آورد ، پر بود از رنگ موى خوشبو . منصور با دست خود محاسن امام را رنگ كرد . آن‌گاه كيسه‌اى از زر و خلعتى به وى داد ، او را سوار بر قاطر نمود و دستور به بازگشت داد . » 1139 - 32351 - ( 19 ) در مجموعهء شهيد اول به نقل از كتاب الاستدراكِ برخى از علماى معاصر مرحوم مفيد در ضمن دعاهاى امام صادق عليه السلام هنگام ورود بر منصور ، مىگويد : « دعاى امام عليه السلام در آخرين ديدار با منصور است كه دستور كشتن امام عليه السلام را صادر كرده بود . پس منصور با امام عليه السلام ديدار كرد . پيش پاى امام عليه السلام برخاست و در برابرش نشست ، آن‌گاه دستور داد سى بَدره زر به امام عليه السلام دادند . . . . » 1140 - 32352 - ( 20 ) ربيع مىگويد : « منصور ابراهيم بن جبله را براى احضار امام عليه السلام فرستاد » تا به ماجراى ورود امام عليه السلام بر منصور مىرسد ، مىگويد : « منصور به غلامش دستور داد رنگ موى معطر را بياورد و شروع كرد با دستان خود محاسن امام عليه السلام را رنگ كند . سپس چهار هزار دينار به امام عليه السلام داد و دستور داد مركب خودش را بياورند . وقتى مركب را آوردند به آورندهء آن مرتب مىگفت : جلو بيا ، جلو بيا ! تا آن را نزديك تخت منصور آورد . آن‌گاه امام عليه السلام سوار شد . . . . »