تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
1135 - 32347 - ( 15 ) در كتاب دلائل الامامه تأليف محمد بن جرير طبرىِ شيعه در باب معجزات امام باقر عليه السلام آمده است كه : « امام صادق عليه السلام در يك حديث طولانى ماجراى دستور هشام به مسافرت وى و پدرش - امام باقر عليه السلام - را به شام و ماجراهايى را كه ميان آنان رخداد ، بيان كرد تا رسيد به اينجا كه فرمود : . . . آن‌گاه هشام هديه‌اى براى ما فرستاد و دستور داد به مدينه بازگرديم . . . . » 1136 - 32348 - ( 16 ) مفضل بن قيس بن رمانه مىگويد : « نزد امام صادق عليه السلام رفتم و برخى از مشكلاتم را بازگو كردم . امام عليه السلام به كنيزش دستور داد كيسه‌اى را آورد و فرمود : اين چهارصد دينار است كه منصور دوانيقى به من هديه كرده است . آن را بگير و مشكلاتت را حل كن . گفتم : نه ، فدايت گردم ! به خدا سوگند ! من به اين كار عادت ندارم . بلكه دوست دارم در پيشگاه خدا برايم دعا كنيد . امام عليه السلام فرمود : حتماً به زودى دعا خواهم كرد ؛ ولى مبادا كه همهء مشكلاتت را به مردم بگويى كه نزدشان خوار و زبون خواهى شد . » 1137 - 32349 - ( 17 ) حسن بن فضل - ابومحمد از وابستگان بنى هاشم - از امام رضا عليه السلام از پدرش - امام موسى بن جعفر عليهما السلام - روايت مىكند كه فرمود : « ابوجعفر - منصور دوانيقى - به قصد كشتن امام صادق عليه السلام سفرهء چرمى و شمشير را آماده كرد و به دنبال امام عليه السلام فرستاد و به ربيع گفت : در حال سخن گفتن من با وى هر وقت دستانم را بر هم كوبيدم ، گردنش را بزن ! هنگامى كه امام صادق عليه السلام وارد شد و از دور نگاهش به منصور افتاد ، لبانش را به حركت درآورد . منصور همان‌گونه كه بر جايگاهش تكيه داده بود ، گفت : خوش آمديد ، آفرين بر شما اى اباعبدالله ! ما به دنبال شما نفرستاديم مگر براى پرداخت بدهىهايت و انجام تعهداتت . سپس دربارهء خانواده امام عليه السلام لطيفه‌هايى پرسيد و گفت : خداوند بدهىهايت را پرداخت ( و نيازهايت را برآورده كرد ) و هديه‌ات را پرداخت نمود . اى ربيع ! تا وقتى جعفر بن محمد اينجاست ، هيچ‌كس حق ورود ندارد . وقتى امام عليه السلام بيرون رفت ، ربيع به وى گفت : اى اباعبدالله ، آيا شمشير و سفرهء چرمى را ديدى ؟ همانا آن‌ها را براى تو آماده كرده بود . وقتى لبانت را حركت مىدادى ، چه چيزى زير لب زمزمه مىكردى ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى اى ربيع ! وقتى آثار شر را در چهره‌اش مشاهده كردم ، گفتم : پروردگار از پرورش‌يافتگان مرا كفايت و بىنياز مىكند و خالق مرا از مخلوقان كفايت مىكند و روزىدهنده مرا از روزىداده‌شدگان كفايت مىكند و خداوند - پروردگار جهانيان - براى من كافى است . كافى است مرا آن كس كه مرا كافى است . كافى است مرا آن كس كه همواره مرا كفايت كرده است . كافى است براى من خداى يگانه كه خدايى جز او نيست . بر او توكل مىكنم و او پروردگار عرش بزرگ است . »
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 669 | السيد البروجردي / محمد حسين مهورى