و پيشنهاد هيچ صلحى را از سوى دشمن كه خشنودى خدا در آن است ، بازنگردان ؛ چرا كه صلح و آشتى ، آسايش سپاهيانت و بر طرف شدن اندوههايت و برقرارى امنيت در شهرهايت را به دنبال دارد . ولى پس از صلح با دشمن ، تمام جوانب هوشيارى و احتياط را رعايت كن ؛ چرا كه دشمن چه بسا براى غافلگير كردن نزديك مىشود . پس كاملًا هوشيار و آماده باش و به خوشبينى با ديدهء اتهام بنگر و اگر با دشمن خود پيمانى بستى يا او را در پناه خود گرفتى ، پس به پيمانت وفا كن و در پيمانت امانتدار باش و جانت را سپر تعهدت قرار بده ؛ چرا كه وفاى به عهد ، تنها واجبى در ميان واجبات الهى است كه مردم با همهء پراكندگى گرايشها و اختلاف آرا ، بيشترين توافق و وحدت نظر را بر بزرگداشت آن دارند . و به تحقيق ، مشركان در ميان خود پيش از مسلمانان به آن پايبند بودند ؛ چرا كه آنان به پىآمدهاى وخيم پيمانشكنى آگاه بودند . پس پيمانت را نشكن و به تعهدت خيانت نكن و به دشمنت نيرنگ نزن ، كه جز نادان بدبخت بر خدا جسارت نمىكند . به يقين خداوند - با مهربانى خويش - عهد و پيمانش را فضا و حريم امنى قرار داده است كه در سايهء قدرت وى ، آرامش گيرند و به وى پناه آورند ؛ پس نيرنگ و دغل و خيانت در آن راه ندارد . و قراردادى نبند كه به صورتهاى گوناگون بتوانى آن را تفسير و تأويل كنى . و پس از بستن و محكم كردن قرارداد [ براى مخالفت با آن ] بر توريه و توجيهات مخالف ظاهر تكيه نكن و تحمل تنگنا و فشار از جانب تعهدى كه به خداوند سپردى ، سبب درخواست فسخ آن به ناحق نگردد ؛ چرا كه پايدارى بر تحمل سختى - كه اميد به گشايش و فرجام برترش دارى - بهتر از نيرنگى است كه از انجامش بيمناكى و از اينكه در دنيا و آخرت چنان مورد مؤاخذه و بازخواست خداوند قرارگيرى ، كه راه نجاتى براى تو نباشد - ترسناكى .
و از خون و خونريزى به ناحق بپرهيز ؛ چرا كه ريختن خون ناحق بيشترين خشم و عذاب خدا را به دنبال دارد و سزاوارترين چيز در زوال نعمت و پايان بخشيدن [ به عمر حكومت ] است و خداوند - پاك و منزه - در روز قيامت بدون درخواست ، به داورى دربارهء خونهاى ريخته شده در ميان مردم مىپردازد . پس قدرت و حكومت خويش را با ريختن خون حرامى تقويت نكن كه آن را سست و ضعيف مىكند بلكه آن را نابود و منتقل مىسازد و هيچ عذرى نزد خدا و نزد من دربارهء قتل عمد پذيرفته نيست ؛ زيرا مجازات آن قصاص است . و اگر تازيانه يا شمشير يا دستت در مجازات بر تو پيشى گرفت [ و آنچه نمىخواستى اتفاق افتاد ] و به خطا مرتكب قتل شدى - چرا كه در ضربهء مشت و بالاتر از آن احتمال قتل است - مبادا غرور قدرت و رياست تو را از پرداخت ديه به اولياى مقتول بازدارد .
و از خودبزرگبينى و تكيه بر كبر خويش و دوست داشتن تملق و ثناى خود بپرهيز ، كه اينها از محكمترين فرصتهاى شيطان ، در نظر اوست تا آثار نيكى نيكوكاران را با آن نابود كند .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 659
مساهمون: السيد البروجردي
ص٦٥٩