با اين حال بدان كه در بسيارى از بازرگانان و صنعتگران ، بخلى زشت و آزى شديد است و به انگيزه و انتظار گرانى اجناس و فشار بر مردم و زورگويى به آنان به احتكار مىپردازند كه در آن ، زيان بزرگى بر مردم و عيبى بر حاكمان است . پس آنان را از اين كار بازدار و در اين باره دستورهاى لازم را صادر كن آنگاه هر كس از دستورهايت سرپيچى كرد ، او را به عقوبت دردناكى مجازات كن - اگر خدا بخواهد .
آنچه براى حاكم شايسته است كه در امور تهيدستان تأمل كند
امور طايفهء ديگر - بيچارگان ( و تهيدستان ) و نيازمندان - را تباه نكن و بخشى از مال خدا را افزون بر حق واجبى كه خداوند از صدقات در كتاب خويش براىشان قرار داده ، در ميانشان تقسيم كن و آن را در تمام محدودهء حكومتت تقسيم كن و مردم هيچ مكانى سزاوارتر از مردم جاى ديگرى نيستند بلكه دورترين آنان بسان نزديكترينشان حق دارند . و رسيدگى به كار گروهى ، تو را از رسيدگى به كار ديگران بازندارد ؛ زيرا هر يك از آنان ، نصيبى از تو دارند كه در تضييع آن عذرى ندارى . و به نيازهاى مردم بيچاره و نيازمند رسيدگى كن ؛ كسانى كه نيازشان به تو گزارش نمىشود و چشمها تحقيرشان مىكند و مردم آنان را كوچكتر از آن مىشمارند كه نيازهاىشان را به تو گزارش كنند . و مطمئنترين افراد در خيرخواهى نزد خود و بيمناكترين افراد در كارهاى خير و فروتنترين افراد در برابر خدا را براى رسيدگى به امور آنان بگمار ؛ از كسانى كه ناتوانان را حقير نمىشمارند و بزرگان را باشرافت نمىدانند و به وى دستور بده امورشان را به تو گزارش كند و آنگاه نيك در آن بنگر ؛ زيرا رعيت ضعيف ، بيشتر نيازمند انصاف و حمايت هستند . و به افراد ضعيف و زمينگير و اهل بلا و ناتوان و يتيم و تهيدستان پردهپوش كه در درخواستشان تكيه و پافشارى نمىكنند ، رسيدگى كن و باانگيزهء درخواست خشنودى خدا و نزديكى وى ، از مال خدا براى آنان نصيبى قرار ده ؛ چرا كه كارها تنها با صدق نيتها خالص مىشود .
آنچه براى حاكم شايسته است كه از ادب و روش نيكو برخوردار باشد
به هر اندازه كه در انجام حقّ هر حقدارى تلاش كنى ، باز هم لازم است افراد گروههاى گوناگون رودررو نيازهاىشان را به اطلاع تو برسانند و اين كار بر فرمانروايان سنگين و گران است - و حقّ سنگين است مگر بر كسى كه خداوند آن را بر وى سبك گرداند - و به همين گونه پاداش آن در ميزان نيز گران است . پس بخشى از وجود و وقت خود را به نيازمندان اختصاص ده ، كه در آن زمان به آنها بار دهى و به سخنانشان گوش فرادهى و بالهايت را براىشان بگشايى و خشونت و تندى انسانهاى خشن و لكنت انسانهاى ناتوان را تحمل كنى - بدون هيچگونه اظهار ناراحتى و دلتنگى . پس به هر
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 637
مساهمون: السيد البروجردي
ص٦٣٧