تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١
پس اگر از سنگينى خراج يا زيان ديگر حوادث وارد بر خود شكايت كردند ، همانند قطع آب يا تباهى زمين بر اثر آبگرفتگى يا تشنگى يا آفت خسارت‌بار تا وقتى كه اميدوارى خداوند آن زيان را از آن‌ها بر طرف سازد ، به آنان تخفيف ده . و فرمان بده تا در مواردى كه قدرت بر اصلاح امورشان ندارند ، به آن‌ها كمك شود ؛ چرا كه خداوند در فرجام اصلاح ، مصلحت و پاداش قرار داده است - اگر خدا بخواهد - پس هزينه آن را براىشان تأمين كن و آنچه براى آن‌ها هزينه كردى و به آنان تخفيف دادى ، ذخيره‌اى است براى تو نزد آنان كه با آن براى آبادانى شهرهايت و زيور حكمرانىات نيرو مىگيرند ؛ افزون بر آن‌كه ، خداوند نامت را نيكو مىكند و براى فردايت پس‌انداز مىگرداند . آن‌گاه علاوه بر آن‌كه آثارى - همانند آبادانى سرزمين‌شان و جمع‌آورى خراج‌شان و آشكار شدن دوستىشان و ثناى زيباىشان و گسترش خير در ميان‌شان - مشاهده مىكنى ، براى تو سبب روشنى چشم و افزوده‌تر شدن بهره و ذخيره‌اى نيكوتر از آنچه با زحمت و اجحاف از آنان دريافت مىكردى ، در پى خواهد داشت . پس اگر حادثه‌اى براى تو پيش‌آمد كند - كه نيازمند تكيه به آنان شوى - مىبينى كه با قوتى بيش از خويش ، در آنچه بخواهى به خاطر آسايشى كه در ميان‌شان فراهم كردى به تو كمك مىكنند . دوستى و خوش‌بينى و اعتماد به عدالت تو - كه به آن عادت‌شان داده‌اى - و مهربانى و مدارايت با شناختى كه از عذر تو در حوادث دارند ، براى آنان نيرويى خواهد بود كه با آن وظايفى كه بر عهده‌شان نهاده‌اى ، تحمل مىكنند و با آن نسبت به آنچه بر دوش‌شان نهاده‌اى ، راضى و خشنود مىشوند ؛ چرا كه با اجازهء خدا ، عدالت سبب مىشود تا آنچه بر دوش‌شان مىنهى ، تحمل كنند . و آبادانى شهرها سودمندتر از آبادانى خزينه‌هاست ؛ چرا كه آبادانى گنجينه‌ها از آبادانى شهرهاست . پس هر گاه شهرها ويران گردد ، سرچشمهء خزينه‌ها خشك مىگردد . پس با خرابى زمين خزاين ويران مىگردد . و همانا ويرانى زمين و نابودى اهل آن ، از زياده‌روى حاكمان در اندوختن و بدگمانىشان به زمان و كم‌سود بردن‌شان از پندها و عبرت‌هاست . آنان نمىتوانند بفهمند كه تخفيف و تأخير انداختن آن از امسال به سال آينده و انفاق در موارد شايسته در جمع‌آورى خراج مؤثرتر و اثرش در آن نيكوتر است « 1 » بلكه آنان مىگويند و ديگران نيز به آنان مىگويند : « جمع‌آورى خراج امسال را به سال ديگر واگذار نكنيد ؛ گويا شما به زنده بودن تا سال آينده مطمئن هستيد ! نظر آنان و نظر زيور دهندگان براى آنان ، براى تعجب و شگفتى كافى است . حاكم و فرمانروا از يكى از اين دو حال بيرون نيست ؛ يا تا سال آينده زنده است كه در اين صورت سرزمين و رعيت
هامش
( 1 ) . اين ترجمه بر اساس نسخهء ديگر حديث است كه در پاورقى به آن اشاره شده است .