وى راه نيابد و به فهم سطحى به جاى فهم عميق بسنده نكند . در شبهات ، محتاطترين مردم باشد و بيش از همه به دنبال حجت براى خويش باشد و از رد و بدل شدن دليلها كمتر از همه خسته و دلتنگ گردد و در روشن شدن امور ، پايدارترين مردم باشد و روشن بودن دليل طرفين نزاع او را به خودبينى واندارد و نيرنگها او را فريب ندهد و به شايعات و سفارشها گوش فراندهد به اينكه گفته شود : فلانى گفت و فلانى گفت . پس چنين شخصى را به قضاوت بگمار .
سپس كار و قضاوت او را بسيار زير نظر بگير و به اندازهاى بر وى ببخش كه از طمعورزى بىنياز شود و نيازش به مردم اندك گردد و براى وى منزلتى نزد خود قرار ده كه ديگران در آن طمع نكنند تا از اينكه ديگران نزد تو از وى غيبت كنند ، در امان باشد و براى اميدوارى بر خلاف عدالت به كسى متمايل نگردد و براى جلب مدح و ثنا به سازش نپردازد و در مجلس خويش به خوبى او را احترام كن و وى را به خود نزديك گردان و قضاوتهاى او را اجرا و امضا كن و - با انتخاب خودش - از اهل علم و ورع براى وى دستيارانى قرار ده و براى اطراف خود قاضيانى انتخاب كن كه به همان مقدار دربارهء آنان تلاش كنى .
سپس كارها و قضاوتها ، حكمهاىشان را زير نظر بگير و در حكم آنان نبايد اختلاف باشد ؛ زيرا اختلاف ، عدالت را تباه مىكند و در دين كاستى و عيب به شمار مىآيد و موجب تفرقه مىگردد . و همانا سرچشمهء اختلاف قاضيان اين است كه هر يك بدون مراجعه به امام به نظر خويش بسنده مىكند . پس هر گاه دو قاضى اختلاف كردند ، حق ندارند بدون رفع مورد اختلاف با مراجعه به امام حكم صادر كنند و تمام اختلاف مردم به امام بازمىگردد و نيرويى جز به خداوند نيست .
آنچه براى حاكم شايسته است كه در امور كارگزاران تأمل كند
در امور كارگزارانى كه به كار مىگمارى ، دقت كن . بايد بهكارگيرى آنان بر اساس ارزيابى باشد ، نه بر اساس گرايش و روابط ؛ چرا كه واگذارى مسئوليتها بر اساس گرايش و رابطه تمام شعبههاى جور را در بر دارد و سبب خيانت به خدا و رساندن زيان به مردم است و كارهاى مردم و حاكمان اصلاح نمىشود مگر با صالح بودن كسانى كه در كارها از آنان كمك مىگيرند و براى انجام كارهاى دور از دسترس ، آنان را انتخاب مىكنند . پس براى به عهده گذاشتن مسئوليتها ، اهل ورع و
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 627
مساهمون: السيد البروجردي
ص٦٢٧