اگر آنها نصيحت و خيرخواهى بود ، تو امروز به دلسوزى براى خود سزاوارترى و اگر از جهت بخل و رقابت بود ، پس آيا تو از انتقام خداوند در امانى ؟ يا نزد تو قدرتى است كه با آن از خود در مقابل عذاب الهى دفاع كنى ؟ يا به خاطر نعمتهاى خدا از جلب رضايت وى بىنيازى ؟ يا به وسيلهء كرامت خداوند به خود ، از آشكار شدن در برابر خشم خداوند و اصرار بر نافرمانىاش نيرومند شدهاى ؟
يا راه گريزى دارى كه تو را از خداوند حفظ مىكند ؟ يا تو پروردگارى جز او دارى كه به وى پناه مىبرى ؟ يا اينكه قدرت تحمل عذاب وى را دارى ؟ يا اميدوارى كه حادثهاى از حوادث روزگار تو را از حيطهء قدرت وى بيرون كند و به حيطهء قدرت ديگرى وارد كند ؟ پس براى خود در اينها نيكو بنگر و عقل و همت خويش را به كار انداز و آن را زياد بر قلبت بگذران .
و بدان كه ، مردم آنگونه به كار تو مىنگرند كه تو پيشتر در كار فرمانروايان پيش از خود مىنگريستى و همانگونه دربارهء تو سخن مىگويند كه تو دربارهء آنان سخن مىگفتى . بينديش كه پادشاهان كجايند ؟ و كجاست اندوختههاىشان - كه سبب عيبجويى و بدگويى از آنان مىگرديد ؟
از اندوختههاىشان چه چيزى را با خود بردند و چه چيزى را براى آيندگان باقى گذاردند ؟ و به ياد آور حال خود و حال كسى را كه پيش از تو در موقعيت تو قرار داشت و آنچه اندوخت و با آن گنجها ساخت . آيا وقتى خداوند خواست آن گنجها را از وى جدا كند ، چيزى برايش باقى ماند ؟ و هنگامى كه خدا خواست حكومت را به تو منتقل كند ، آيا نداشتن گنج به تو زيان رساند ؟ پس باور نكن كه گنجها به تو سود مىرساند و براى روزى كه در آينده به نفعش اميد بستهاى به آنها دل نبند . بلكه بيمناكترين و ترسناكترين چيزها از نظر فرجام نزد تو گنجها بايد باشد و محبوبترين و مطمئنترين گنجها از نظر بهره و سودرسانى نزد تو بايد افزونخواهى اعمال شايسته و اعتقاد به آثار صالح باشد . به تحقيق ، اگر تو اميالت را در اين راه به كارگيرى و از راههاى ديگر بر كنار دارى ، اندوهت كاهش مىيابد و زندگانىات گوارا مىشود و انديشهات آسوده مىگردد .
و بايد شادمانىات در زهد باشد و آثار صالح ، برتر از شادمانى اندوختهگران به اندوختههاىشان است . بر تو باد به ميانهروى در اندوختن و انفاق كردن . انباشتن زياد از حرام را نيرومندى به شمار نياور و بخشش فراوان از غير حق را سخاوت نپندار ؛ زيرا برخى از آنها برخى ديگر را از بين مىبرد . بلكه نيرومندى و سخاوت به در اختيار گرفتن تمايلات و بخل نفسانىات است به اينكه به دنبال چيزى باشى كه براى تو حلال است و نفست را در پرداخت حقوق واجب خود سخاوتمند كنى . در اين راه از دانشت بهرهمند شو و از مشاهدهء كارهاى ديگران پندگير . و در هنگام وارد شدن و خارج شدن در هر كارى ، با نفس خويش دشمنى كن ، همانند دشمنى كسى كه با تمام توان به حق عمل مىكند و دشمنى كسى كه حق خدا و مردم را از نفسش باز مىستاند و هيچ پوزشى را از آن نمىپذيرد ؛ زيرا كه جاى هيچ عذر و بهانهاى نيست و در ورطههاى نابودى ، جاى اطاعت از هوى و هوس نيست ؛ همانا هوس در آغاز لذتبخش است و فرجام وخيمى دارد .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 615
مساهمون: السيد البروجردي
ص٦١٥