تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
دستور اميران به رعايت عدالت و انصاف در ميان مردم بر قلبت لباس مهربانى ، دوستى و لطف به مردم را بپوشان و نسبت به آنان درنده نباش كه خطاها و لغزش‌هاىشان را غنيمت شمارى ؛ چرا كه آنان برادران نسبى تو و مشابهان تو در آفرينش هستند . ناخواسته گرفتار لغزش و آفات روحى و كاستى مىشوند و در عمد و خطاىشان حاكم زيان مىبيند . پس آن‌گونه از آنان بگذر و چشم‌پوشى كن كه دوست دارى آن كس كه ما فوق تو و آن‌هاست از تو بگذرد و از خطايت چشم‌پوشى كند . خداوند تو را با آنان آزمود و عهده‌دار حكومت‌شان كرد و خداوند با شناساندن محبت عدالت و بخشش و رحمت به تو ، بر زيانت احتجاج كرد . پس خود را سزاوار ترك محبت خدا نكن و خود را در حال نبرد با خدا قرار نده ؛ زيرا در برابر خشم و انتقام الهى هيچ قدرتى ندارى و از عفو و بخشش و رحمت وى بىنياز نيستى . و در هيچ مجازاتى شتاب نكن و تا مىتوانى خشمت را فرونشانى به كار شتاب‌زده‌اى اقدام نكن . و نگو : من اميرم هر كارى كه بخواهم انجام مىدهم ؛ زيرا آن به سرعت كار را نابود مىكند و هر گاه به مقام و موقعيت خود مغرور و خودبين شدى و به بزرگى و عظمت ياد شدى و شكوه و ابهتى در خود احساس كردى كه سبب خودبزرگ‌بينى تو گرديد و بر زيردستانت قدرت يافتى ، به ياد آر بزرگى قدرت خدا را بر خود و در مرگ و پس از آن بينديش ؛ چرا كه آن از كبر و غرور تو مىكاهد و از خودپسندىات بازمىدارد و آنچه از خود بزرگ دانستى در پيش چشمانت حقير و كوچك مىگرداند . و بپرهيز از اين‌كه در عظمت و بزرگى بر خداوند مباهات و فخرفروشى كنى و در شكوه و جبروت ، خود را مشابه خدا گردانى و در فرمانروايى خدا بر او تكبر ورزى ؛ چرا كه خداوند خواركنندهء هر قدرتمند و زورگو و متكبرى است . در مورد خود و خانواده و نزديكانت ، حق مردم را رعايت كن و با انصاف با آنان برخورد كن ؛ زيرا اگر چنين نكنى ، ستم كرده‌اى و هر كس به بندگان خدا ستم كند ، خداوند به جاى بندگانش با وى مىستيزد و هر كس حريفش خدا باشد ، با خدا در جنگ است تا ريشه‌كن گردد و هيچ چيز در دگرگون ساختن نعمت‌هاى خدا و شتاب در انتقام و عذاب او مؤثرتر از پافشارى بر ستم نيست ؛ زيرا خداوند دعاى هر ستمديده‌اى را مىشنود و دشمن ستمكاران است و هر كس خداوند دشمنش باشد ، در دنيا و آخرت در گِرو هلاكت و نابودى است . و محبوب‌ترين كارها نزد تو معتدل‌ترين آن‌ها از نظر حق و جامع‌ترين آن‌ها در پيروى خدا و خشنودى تودهء مردم بايد باشد ؛ چرا كه خشم تودهء خشنودى خواص را بىاثر مىكند و نارضايتى خواص ، با رضايت عموم مردم قابل تحمّل است . و خشنودى خواص براى حاكم بيشترين هزينه را دارد و هنگام بلا كم‌ترين بهره و كمك را مىرساند . خواص ، دشمن‌ترين افراد نسبت به انصاف و پافشارترين مردم در درخواست و كم‌سپاس‌ترين آنان هنگام بخشش و كم‌عذرخواه‌ترين مردم هنگام سستى و كوتاهى و كم‌تحمل‌ترين آنان در مشكلات و ناگوارىها هستند . و همانا سامان‌دهنده به كارهاى حاكمان و