در حديث مروزى گذشت : « چهار چيز قلب را فاسد مىكند و در دل دورويى مىروياند . . . و رفتن به درگاه قدرتمندان . »
« 1 » در حديث سماعه گذشت كه شخصى از اهل جبال از امام صادق عليه السلام دربارهء مردى سؤال كرد كه از كارهاى حكومتى اموالى به دست آورده است و از آنها صدقه مىدهد و به خويشانش نيكى مىكند و حج انجام مىدهد تا گناهانى كه در راه كسب درآمد مرتكب شدهء آمرزيده شود و مىگويد : قطعاً نيكىها گناهان را از بين خواهد برد .
امام صادق عليه السلام فرمود : گناه ، گناه را نمىپوشاند بلكه نيكى گناه را مىپوشاند . » « 2 »
و در حديث عمار دربارهء كارهاى حكومتى سؤال شد كه : « آيا كسى حق ورود به آنها را دارد ؟
امام عليه السلام فرمود : نه ، مگر آنكه قدرت بر هيچ چيز نداشته باشد و غذا و نوشيدنى نداشته باشد و هيچ چارهاى نداشته باشد . » « 3 »
و در حديث مسترق گذشت : « هنگامى كه به سوى محل مورد نظر حركت كردى و توانستى بدون جنگ و خونريزى وارد آن شوى و اموالى به دست آورى ، خمس آن را به مستحقانش برسان . گفتم :
با جان و دل اطاعت خواهم كرد . . .
اهل آنجا به سوى من آمدند و گفتند : ما با كسانى كه پيشتر مىآمدند به دليل اختلاف در عقيده مىجنگيديم ، اما اكنون كه تو آمدهاى ما با هم اختلافى در عقيده نداريم . وارد شهر شو و آنگونه كه صلاح مىدانى آن را اداره كن . » « 4 »
و در حديث عمر بن يزيد گذشت كه : « وى به امام عليه السلام گفت : من در بحرين به كار غواصى اشتغال داشتم و از اين راه چهارصد هزار درهم به دست آوردم و خمس آن را نزد شما آوردهام . » « 5 »
و در حديث ابوبصير آمده است كه : « علبا اسدى حاكم بحرين شد و از اين راه هفتصد هزار دينار و تعدادى برده و چهارپا به دست آورد . آنگاه همهء آنها را نزد امام صادق عليه السلام آورد و به امام عليه السلام گفت : من از سوى بنى اميه به حكومت بحرين منصوب شدم و از اين راه فلان مبلغ به دست آوردم كه همهء آنها را نزد شما آوردهام و مىدانم كه خداوند چيزى از اينها را براى بنى اميه قرار نداده است و همهء آنها متعلق به شماست . » 6
هامش
( 1 ) . باب 13 بابهاى نماز مسافر ، حديث 13 .
( 2 ) . باب 30 بابهاى حقوق مالى مستحب ، حديث 12 .
( 3 ) . باب 11 بابهاى فرض خمس ، حديث 1 .
( 4 ) . باب 12 بابهاى فرض خمس ، حديث 13 .
( 5 ) 5 و 6 . باب 7 بابهاى مستحقان خمس ، حديث 18 و 19 .