تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
جادوگر ماهرى بود و با افسونگرى به آن همه قدرت و فرمانروايى رسيد . پس خداوند سخنان‌شان را ردّ كرد و فرمود : سليمان كفر نورزيد . و جادوگرى نكرد ، همان كارى كه به وى نسبت دادند و بر آن دو فرشته - هاروت و ماروت - در بابل فروفرستاده شده بود . پس از نوح عليه السلام افسونگران و نيرنگبازان فراوان شدند ، از اين رو خداوند دو فرشته را - براى بيان افسون‌هاى افسونگران و بيان باطل‌كنندگان آن‌ها و برهم‌زدن نقشه‌هاى آنان - به سوى پيامبر آن زمان فرستاد . آن پيامبر اين‌ها را از آن دو فرشته آموخت و به دستور خداوند به بندگان خدا آموزش داد . آن‌گاه به آنان دستور داد به وسيلهء آنچه آموخته‌اند به دنبال سحر ديگران روند و آن را باطل كنند و آن‌ها را از به‌كارگيرى جادو دربارهء مردم بازداشت . اين مطلب همانند آن است كه حقيقت سم و پادزهر آن معرفى شود . آن‌گاه خداوند فرمود : آن دو فرشته به احدى آموزش ندادند تا اين‌كه به وى مىگفتند : همانا ما وسيلهء آزمايش هستيم ، پس كافر نشو . يعنى آن پيامبر به آن دو فرشته دستور داد به صورت دو انسان براى مردم آشكار شوند و آنچه را خداوند به آنان آموزش داده است ، به مردم آموزش دهند . آن‌گاه خداوند فرمود : آن‌ها به احدى آموزش ندادند آن جادوگرى و راه باطل كردنش را تا اين‌كه به فراگيرنده مىگفتند : همانا ما آزمايش هستيم . و امتحان براى بندگان تا در آنچه دربارهء جادوگرى آموخته‌اند ، از خداوند اطاعت كنند و به وسيلهء آن نقشه‌هاى جادوگران را باطل كنند و آنان را جادو نكنند . پس كفر نَوَرز . با به كارگرفتن اين جادو و آسيب رساندن با آن و فراخواندن مردم به اين باور كه تو به وسيلهء آن زنده مىكنى و مىميرانى و كارهايى انجام مىدهد كه جز خداوند كسى قدرت بر آن ندارد ؛ زيرا همهء اين‌ها كفر است . خداوند مىفرمايد : آن‌گاه آنان آموختند ؛ يعنى جويندگان سحر از آن دو فرشته آموختند . يعنى نيرنگ‌هايى كه شيطان‌ها به دروغ بر حكومت سليمان بسته بودند و از آنچه بر آن دو فرشته در بابل - هاروت و ماروت - فرستاده شده بود ، آنان از اين دو نوع چيزهايى آموختند كه ميان زن و شوهر جدايى افكند . اين چيزى است كه براى زيان رساندن به مردم آموخته شد . آنان به‌كارگرفتن انواع حيله‌ها و ابزارهاى جادوگرى و به اشتباه انداختن را آموختند . همانا چيزى در محلى دفن مىشد و فلان كار انجام مىشد تا زن محبوب مرد و مرد محبوب زن گردد و به جدايى ميان آن‌ها انجامد . آن‌گاه خداوند فرمود : و آنان به وسيلهء آن به احدى آسيب نمىرساندند مگر با اجازهء خدا . يعنى افسون‌آموختگان به احدى زيان نمىرساندند مگر با اجازهء خدا . يعنى با عدم ايجاد مانع ميان او و كارش ؛ زيرا اگر خدا مىخواست ، با اجبار و غلبه مانع آنان مىگرديد .
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 485 | السيد البروجردي / محمد حسين مهورى