در كتاب من لا يحضره الفقيه آمده است كه : « عيسى بن شفقى جادوگر بود . مردم به وى مراجعه مىكردند و او از آنان مزد مىگرفت . وى مىگويد : حج بجا آوردم . آنگاه با امام صادق عليه السلام در منى ديدار كردم و به وى گفتم : فدايت گردم ! من مردى . . . . » ادامه حديث ، همانند حديث پيشين است .
912 - 32127 - ( 2 ) على بن محمد بن جهم روايت مىكند كه : « مأمون از امام رضا عليه السلام دربارهء اينكه مردم مىگويند : زهره زنى بوده كه هاروت و ماروت فريفتهء او شدند و سهيل ، مامور اخذ ماليات در يمن بوده است ، سؤال كرد . امام رضا عليه السلام در پاسخ وى فرمود :
آنان در اين سخن كه مىگويند آن دو [ آن زن و مامور مالياتى ] ستاره هستند ، دروغ مىگويند بلكه آن دو ، به دو حيوان دريايى تبديل شدند و مردم اشتباه كردند و پنداشتند آن دو ، دو ستاره هستند . سنت و روش خداوند اينگونه نيست كه دشمنان خود را به نورهاى روشنگر تبديل نمايد و سپس تا وقتى كه آسمانها و زمين پايدار است ، آنها را پايدار كند . به يقين انسانهاى مسخ شده بيش از سه روز زنده نمىمانند و توليد نسل نمىكنند . امروز بر روى زمين انسان مسخشدهاى وجود ندارد و حيواناتى همانند بوزينه ، خوك ، خرس و امثال آن كه مسخشده ناميده مىشوند ، تنها به اين دليل است كه خداوند قومى را - به خاطر انكار توحيد و تكذيب پيامبرانش - مورد خشم و لعنت خويش قرار داد و آنان را به صورت حيواناتى شبيه آن حيوانات مسخ كرد .
و هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه به مردم جادوگرى آموزش مىدادند تا از افسون افسونگران خود را حفظ كنند و به اين وسيله نقشههاىشان را نقش بر آب نمايند . آن دو به احدى افسونگرى آموزش ندادند مگر آنكه به وى مىگفتند : ما وسيلهء آزمايش هستيم ، پس كفر نورز . ولى گروهى با بهكارگيرى جادوگرى - كه دستور داشتند خود را از آن حفظ كنند - كافر شدند . و با آنچه آموخته بودند ، شروع به جدايى ميان زن و شوهر كردند . خداوند عز و جل مىفرمايد :
آنان به احدى زيان نمىرساندند ، مگر با اجازهء خداوند ؛ يعنى با آگاهى خدا . »
913 - 32128 - ( 3 ) زياد و محمد بن سيار از امام حسن عسكرى عليه السلام ، از امام هادى عليه السلام ، از امام جواد عليه السلام ، از امام رضا عليه السلام ، از امام كاظم عليه السلام ، از امام صادق عليه السلام روايت مىكنند كه : « در تفسير اين سخن خداوند : و از آنچه شيطانها بر حكومت سليمان [ به دروغ ] مىبستند ، پيروى كردند ؛ ولى سليمان كفر نورزيد .
فرمود : از افسونها و نيرنگهايى پيروى كردند كه شيطانهاى كافر به دروغ بر حكومت سليمان بستند . همان كسانى كه مىپندارند سليمان از راه افسونگرى به حكومت رسيد و ما نيز از همان راه كارهاى شگفتانگيز مىكنيم ، تا مردم فرمانبردارمان شوند . آنها گفتند : سليمان كافر و
جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى) — صفحة 483
مساهمون: السيد البروجردي
ص٤٨٣