تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انقلاب مشروطيت ايران ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣

يادداشتها

( براى اكثر يادداشتهاى ذيل مديون دوست فاضل خود ، محمد ابن عبد الوهاب قزوينى ، هستم كه با لطف فراوان نمونه‌هاى غلطگيرى اين كتاب را ، در مرحله چاپ ، بازخوانى نمود . اين‌گونه يادداشتها با گذاشتن دو حرف
" M . M "
در پايان هريك ، از ديگر يادداشتها متمايز گرديده‌اند . « يادداشت در مورد سيد جمال الدين » را مديون آقاى ويلفريد اسكاون بلانت هستم ، امّا خود نيز برخى يادداشتهاى ديگر را ، كه از اطلاعات بدست آمده از منابع گوناگون هنگام زير چاپ بودن اين كتاب اخذ گرديده‌اند ، اضافه نموده‌ام . )

يادداشت شماره يك ( در مورد فصل اوّل ) . سيد جمال الدين

آقاى ويلفريد اسكاون بلانت مىنويسد ( 27 مه 1909 ) : « من سيد جمال الدين را به خوبى مىشناختم و در سالهاى 1883 ، 1884 ، 1885 وى را بسيار ملاقات ميكردم . اولين‌بار وى را در لندن ، در بهار 1883 ، ملاقات كردم . او بتازگى از آمريكا آمده بود ، جائى كه پس از اخراجش از هند چند ماهى در آن اقامت گزيده بود با اين هدف كه تابعيت آنجا را كسب نمايد . بعدا ، در ماه سپتامبر همان سال ، ما مجددا در پاريس يكديگر را ملاقات كرديم . در آن زمان وى با برخى از پناهندگان مصرى ، كه با من آشنا بودند ، زندگى ميكرد . و من علاقمند بودم كه جهت مشورت با وى در زمينه بازديدى كه در نظر داشته از هند به عمل آورم با وى مشورت نمايم و نيز مايل بودم معرفىنامه‌هائى از وى ، براى برخى از مسلمانان برجسته هندى ، دريافت نمايم . هدف من از اين سفر مشخص نمودن شرايط مسلمانان ، بعنوان يك جامعه ، و روابط آنها با بقيه دنياى اسلام و با نهضت اصلاح‌طلب بود . در يادداشت‌هاى روزانه خود در آن‌زمان ، يادداشت ذيل را در مورد وى مىيابم :