دريافت داشت كه فردى را كه شب 26 آوريل ( 9 مه ) به ضرب گلوله ، در تاريكى ، يكى از تفنگداران روسيه به نام پترنكو
( Petrenko )
را در حال نگهبانى بر پشتبام سربازخانهء واقع در ارمنستان مجروح ساخته بيابد و به حضور كنسول روسيه ببرد . اجلال الملك هفت تن را دستگير كرد ، امّا هيچيك از اين هفت تن اعتراف نكرد كه به روسها تيراندازى كرده است . »
« علاوه بر آن ، انجمن هم التيماتومى دريافت كرده است : « به عنوان غرامت براى مجروح شدن تفنگدار پترنكو ، كه معلول گرديده ، 10 هزار تومان ( حدود 2 هزار پوند ) بپردازيد . » قرار بود تمامى اين پول ظرف 48 ساعت ، يعنى تا غروب روز بعد ، پرداخت شود . در غيراينصورت اقدامات ويژه اتخاذ خواهد گرديد .
« خوشبختانه ، تفنگدار پترنكو فقط اندكى در ناحيه دست راست مجروح شده و در حال بهبودى است . وى در اتاق انتظار دفتر راه تبريز دراز كشيده و با خوشحالى مىخندد . »
« من در روسيه زندگى كردم و هميشه فقير بودم . آنها مرا به زور به ايران فرستادند و حال مىگويند 20 هزار روبل خواهم گرفت . »
« وى 20 هزار روبل نخواهد گرفت . كنسول مىگويد اين مبلغ كاهش داده خواهد شد . امّا مسلما ده هزار روبل به جيب پترنكو سرازير خواهد شد . امّا آنها مقصر را پيدا نخواهند كرد ، زيرا قرار نيست پيدا شود . »
يك مورد عجيب و اسرارآميز ! افسران روسى مىگويند « او يك فدايى بود . » فدائيان مىگويند « او يك قفقازى انقلابى بود ! » قفقازيها مىگويند « او يك اخلالگر بود ! »
« اكنون اوقات نگرانكنندهاى بر تبريز حاكم است ! شخص بىاختيار با هرصدايى تكان مىخورد و مىپرسد : « آيا يك تيراندازى نبود ؟ » اگر يك تيراندازى باشد ، كار بدى است . پس از يك تيراندازى ، تيراندازيهاى بسيارى وجود خواهد داشت . روزهاى ناآرامى بر تبريز حاكم است . مىتوان انتظار روزهاى بدترى را داشت . »
« وى - تاردوف »
بگذريم خواننده اين نامه را با شكايات ايرانيها مقايسه و مشاهده كند كه اين شهادت روزنامهنگار روسى ، تا آن اندازه كه مسائل را مطرح كرده است حاوى همان دعاوى مردم تبريز است . نامهء ديگرى از همين خبرنگار ، كه در 27 مه ( 9 ژوئن ) 1909 در همان روزنامه چاپ گرديد ، باز هم هرچه بيشتر